 معرفی ترانه سرای موفق ایرانی وحید رحمتی به همراه تعدادی از اشعار ایشان




وحید رحمتی.متولد 21 دی سال 1365 با اصالت تبریزی, دانشجوی رشته ی مهندسی برق مخابرات دانشگاه سجاد مشهد
دو سال قبل از اولین ترانه ام به نوشتن متن هایی با فضایی تاریک و غم آلود مشغول بودم تا این که من اولین ترانه هامو با دو ترانه [کوچه] و [تنهاتر از یه پاییز] در تابستان 1386 در [البوم تنهاتر از مترسک] شروع کردم سپس تا اواخر زمستان همان سال کم کار بودم تا این که الیاس صالحی دوست صمیمی من تصمیم به اجرای البوم گرفت و از من تقاضای ترانه کرد و با کار [اشک ستاره] استارت البوم [آغوش غریبه] خورد که شامل 8 ترانه من بود که در عرض 2 هفته سروده شد که با استقبال خوبی مواجه شد سپس فعالیتم را در این زمینه با دیگر خواننده ها ادامه دادم و در این بین حدود دو ماه است که روی ترانه های البوم جدید الیاس صالحی به نام[ فاجعه] وقت گذاشتم و آهنگی از مجید خراطها با نام [ تسلیت قلب صبورم ]. که خدا را به خاطر کمکش به من در سرودن این ترانه ها شاکرم و امیدوارم مردم عزیز هم خوششون بیاید. تا الان حدود 30 ترانه من توسط خواننده های مختلف اجراشده و در اینجا لازم میدونم از برادرم رضا و دوستانم نیما و آشیل و الیاس و...که مشوق من بودن نیز تشکر کنم... آرزوی موفقیت برای همه شما عزیزان را دارم...
در این قسمت چند ترانه از سروده های این ترانه سرای موفق ایرانی را مشاهده می نمائید :
تسلیت قلب صبورم
خیلی وقته اینجا پرسه می زنم
جای رد پاتو من نیستی و بوسه می زنم
اگه حتی تو جوابمو ندی
من بازم با عکس تو حرف می زنم
تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره
سهم اون یه عشق تازه سهم تو طناب داره
بسه اشکاتو نگه دار غم تو یکی دو تا نیست
پا نذار روی غرورت جای اون به زیر پا نیست
آغوش غریبه
هر نفس از ته قلبم , حس نفرین تو دارم از تو خاطرات قلبم ,جای پاتو بر می دارم روی هر سایه ای ازتو,اشک مرگت و میبارم دل خستم و دوباره ,با خودش تنها می زارم به چی می نازی بی حیا ,به اون شبای رنگ خواب به اون دلای هرزه که,می شن برات بی تب و تاب توی آغوش کدوم غریبه ای , که هوای عاشقی زد به سرت شب و تا صبح پیش کی سر می کنی,سر و پات بوی هوس میده تنت من از خدا نمی گذرم,اگه از تو بگذره اگه تو رو ببخشه و,آتیش به قلبت نزنه آخرین حرف دل من , باتو نیس با بی کسیمه که یه روز خاطره هامو , باید از تو پس بگیره زنده موندم که یه روزی,تو رو آواره ببینم بیام و یه جای قصه , انتقاممو بگیرم بزار بگم مرده نگات , تو گریه ی نفرت من می خوام تو رو برنجونم,تا گم شی از قسمت من توی آغوش کدوم غریبه ای , که هوای عاشقی زد به سرت شب و تا صبح پیش کی سر می کنی,سر و پات بوی هوس میده تنت من از خدا نمی گذرم,اگه از تو بگذره اگه تو رو ببخشه و,آتیش به قلبت نزنه
تنهاتر از خدا می خوام که با دست خیال,خدا رو نقاشی کنم رو زانوهاش اشک بریزم , هوا رو بارونی کنم گریه کنم گذشتمو,سرروی پاهاش بزارم بگم غریبم بی نشونم , برس بدادم می خوام رو تارو پود شب,مقصدو بی هدف برم تو این هوای بی نفس , برم به آخر برسم برم یه جایی که فقط , تو باشی و بی کسیام تو سرنوشت دست ببرم , بهشت و تا خودت بیام تو نفس آخر عشق , تنهاتر از خدا شدم اشکی نمونده تو چشام ,با گریه بی وفا شدم غصه شکسته دلم و,آخر این سفر کجاس وقت بریدن منه , دلهره از دلم جداس تنها تر از خیال تو , دل و به دریا می زنم من و صدام کن که می خوام,دل از جدایی بکنم دستام و بگیر می دونم, تویی اون همیشه با من اینه اون محال ممکن , مثل اشک شیشه با من
اشک ستاره
هر نفس یه آرزو بود ,واسه ی داشتن دستات هر نگاه خاطره ای شد,گریه کرد به روی پاهات ولی رفتی بی تفاوت, تو صدام گلایه مونده تو مه آلود خیالت , کیه باز ترانه خونده حالا دستاتو کی داره , وقتی که گریه می باری اشکاتو می بوسه با عشق,سررو شونه هاش میزاری کاش خدا چشمامو می بست, تا نبینم دیگه نیستی رفتی و آرزوهامو , پای یک غریبه ریختی می ریزه اشک ستاره ,رو تن خاطره هامون این جدایی خط کشیده ,رو تن گذشته هامون تکیه کرده غم دنیا , رو دل خسته ی تنهام جا گذاشته گریه شب,جای پاهاشو تو چشمام غرق بوسه ی غروبی , منم اینجا بی قرارم من و بسپار به خیالی , که هنوز دستاتو دارم حالا دستاتو کی داره , وقتی که گریه می باری اشکاتو می بوسه با عشق,سررو شونه هاش میزاری کاش خدا چشمامو می بست, تا نبینم دیگه نیستی رفتی و آرزو هامو , پای یه غریبه ریختی
وصال شوم
نزار که تاریکی بشم ,بیام به سمت خونتون حلقه ی مرگ و بکشم , به دور آشیونتون سفر کن از غروب من ,قیامتم شروع شده خدارو از یاد بردم و ,مردنت آرزوم شده مبارکه غریبتون ,با این که قلبم راضی نیس] همین شبه جنون من , جهنمم خیالی نیس روز وصال تو و اون , رخت عزا تو ببینم پشت شب هجله ی تو,به عشق مرگت بشینم به گریه هام خنده نکن,همیشه خوارت می کنم از رو زمین تاآسمون,وصله به دارت می کنم همسفرت شاکی بشه , سرش رو بالا میزنم [خنجرم و زیر گلوش,رگاش و تک تک میزنم واسه کی گریه می کنی ای دل بی طاقت من الهی آتیش بگیره , تو آه خاطرات من می خوام که سرنوشتشو ,خودم به آخر ببرم باید که دردای تو رو ,خودم به روزش بیارم مبارکه غریبتون ,با این که قلبم راضی نیس
کلمات کليدي : |