محسن چاووشی و ((یه شاخه نیلوفر)) ش
آلبومم شنیده میشود از نوع شدید
رسول ترابی :او روزهای سختی را از سر گذرانده است. بالا و پایینهای زیادی را در موسیقی و زندگیاش دیده، اما پا پس نكشیده است. محسن چاووشی همیشه بر مخاطبانی كه تعصب شدیدی به او و موسیقیاش داشتند، تكیه كرد و با خانوادهای كه اوج و فرودهایش را تحمل میكردند و پشتوانهاش بودند، ادامه داد و خواند. آنقدر تحمل كرد و گاهی تا مرز افسردگی هم پیش رفت تا بالاخره توانست مجوز اولین آلبومش را بگیرد و همه را شوكه كند. خوانندههای زیادی به هوای آلبوم او، انتشار آلبومشان را به تاخیر انداختند. او با لبخند و تعجب از این موضوع رد میشود ولی مطمئن است كه با این آلبوم بانی اتفاقات خوبی برای خودش و موسیقی پاپ این سرزمین خواهد بود. او میخواهد به ركودهای چند سال اخیر موسیقی پاپ پایان بدهد
*محسن چاووشی روزگاری جنجالیترین خواننده موسیقی پاپ داخل بود. الان كه مجوزدار شدهای چه تغییری كردهای؟
ـ هیچ تغییری نكردهام. قرار بوده تغییر كنم؟
*یعنی هنوز جنجالی هستی؟
ـ نه، من كه جنجالی نداشتم. همیشه جنجالها را برایم درست میكردند.
*چه كسانی؟
ـ دوست ندارم اسم ببرم. همان به ظاهر دوستانی كه همیشه دور و اطرافم بودند. آنقدر برای مطرح شدن خودشان برایم حاشیه و جنجال درست كردند كه مجبور شدم همه چیز و وسایلم را جمع كنم و بیایم خانه و از همه فاصله بگیرم. با بعضیها هم قطع رابطه كردم. الان هم كه همه كارهایم را در استودیوی شخصی خودم ضبط میكنم. خیلی راحت میشود فهمید چرا در این دو سال هیچ كاری از من لو نرفته ولی در گذشته كارهایم پشت سر هم لو میرفت.
*دور و اطراف محسن چاووشی چرا اینقدر خالی است؟
ـ به همان دلایلی كه یك زمانی پر بود. به همان دلیلی كه زمانی گفتم زخم خورده رفاقتم. ولی الان دیگه بهش فكر نمیكنم. اینطوری بهتر است خودم هم راحتترم.
*حدود دو سال هیچ آهنگی از تو شنیده نشد، نگران كمرنگ شدن اسمت نبودی؟
ـ نه اصلا. از خودم و كارهام مطمئن بودم. من اگه جمع كردم و اومدم خانه نشستم و كار كردم فقط برای این بود كه كار بهتری انجام بدهم. یللیتللی كه نمیخواستم بكنم.
*اومدن كارهای جدید ربطی به خوب كار كردن یا مثلا شل گرفتن تو نداره؟
ـ شعرها و كارهایی كه خوانده بودم كارهایی نبودند كه به این زودی فراموش شوند.
قبلا تجربه داشتم. هنوز هم آهنگ «آهای توكه اینهمه دوری از من» را خودم بین مردم میشنوم.
*شاید هم به آهنگهای بعد از خودت مطمئن بودی كه كار خوب و متفاوتی به بازار نخواهد آمد؟
ـ ترجیح میدهم در این باره نظر ندهم. من به خودم اطمینان داشتم.
*چند سالی میشود هیچ آلبومی كه بازار را تكان بدهد و ركورد بزند منتشر نشده، فكر میكنی با آمدن آلبوم تو ركود فروش آلبومها باز هم شكسته شود؟
ـ نمیدانم.
*مگه به خودت مطمئن نیستی؟
ـ سلیقه همه مردم كه شبیه به هم نیست كه بگویم چون من از كار خودم خوشم میآید، پس مردم هم مطمئنا از آن خوششان خواهد آمد. در چند سال اخیر خیلی از كارهای خوب استقبال نشده ولی از كارهای ضعیف خیلی استقبال شده است.
*ولی چند دقیقه قبل گفتی كه سلیقه مردم را میدانی كه چطور باید برایشان بخوانی؟
ـ میدانم چه آهنگی باید بخوانم. خارج كردن بازار از ركود را كه نمیدانم.
*خارج شدن از ركود را تو در شنیده شدن و گرفتنش معنی كن.
ـ قول میدهم آلبومم شنیده شود، از نوع شدید.
*حتی بیشتر از «متاسفم» كه بهترین آلبومت است تا امروز و ترانههای سنتوری؟
ـ این آلبوم خیلی بهتر از آنهاست.
*هر چی جلوتر میرویم صدایت امضادارتر و كاراكتردارتر میشود...
ـ صدایم نسبت به روزهای اول خیلی فرق كرده آن روزها سنم خیلی كمتر بود.
*الان بهتر شدهای؟
ـ مسلما. مطمئن باش.
*خیلیها میگویند صدایت به سن و سالت نمیخورد. خودت چی فكر میكنی؟
ـ چی بگم؟ رنگ صدایم اینجوری است. خودت كه میدانی ادا در نمیآورم.
*فكر میكنی هر چی جلوتر برویم صدایت بهتر و پختهتر و سن و سالدارتر میشود؟
ـ بهتر و پختهتر كه فكر نمیكنم. صدایم رنگ و قالب خودش را پیدا كرده. حنجرههم تا 30سالگی خودش را پیدا میكند دیگر. حالا با گذشت سنوسال صدایم كمی پیرتر میشود ولی همینی است كه الان میشنوی.
*الان باز هم كسی پیدا میشود كه تو را با كسی مقایسه كند؟
ـ من الان خودم را پیدا كردهام. كسی نمیتواند من را به كسی یا بالعكس ربط بدهد.
*یه روزی بهم گفتی از خواندن «نفریننامهها» پشیمونی، هنوز هم همان عقیده را داری؟
ـ بله. پشیمانم كه از نفرین كردنها خواندم و...
*ترانههای نفرینی را شروع كردی؟
ـ گذشته دیگه. قرار هم كه نیست گذشته برگردد.
*اصلا آهنگهای قبلیات را حوصله میكنی گوش كنی؟
ـ برایم تكراری نشدهاند. هنوز گوش میكنمشان.
*كدامها را بیشتر؟
ـ چند وقتی است درگیر «بانوی من» شدهام.
*بالاخره در شرف ازدواج بودن این درگیر شدن و عاشقیت را هم دارد؟
ـ (میخندد) شاید. ولی دوستش دارم «زخم زبونها» و به تازگی «من از تو دل نمیبرم» را هم خیلی گوش میكنم.
*آن روزها كه میگفتم این آهنگ خیلی عاشقانه است، زیاد تایید نمیكردی؟ حالا درگیرش شدهای؟
ـ حالا. گاهی وقتها یاد خاطراتی میافتم كه برایم جذاب است و پرتم میكند به عمق ماجرا. ضمن اینكه سعی میكنم فنیتر هم نگاه كنم.
*هنوز با موسیقی كورش یغمایی راحتی و دوستش داری؟
ـ شدید. خیلی دوستش دارم. از اول هم خیلی بیشتر تحت تاثیر او بودم تا قمیشی. چند وقت پیش بود كه شنیدم فوت شده، اینقدر حالم بد شد كه میخواستند ببرندم بیمارستان. كم مانده بود سكته كنم. خدا را شكر شایعه بود.
*با كدام آهنگهایش نوستالژی داری؟
ـ گل یخ. بالاخره یك آهنگ از اینجا جهانی شد. آن هم گل یخ بود.
*ولی حال و هوای كارت بیشتر به تیپ كارها و فضای كارهای فرهاد میخورد تا یغمایی؟
ـ فرهاد را با «جمعه» میپسندم.
*فروغی؟
ـ اصلا. هیچ وقت نتوانستم با آهنگهایش با همه قشنگیشان كنار بیایم.
*اتفاقا رنگ صدا و خش صدا و كاراكتر موسیقیاش كه به تو بیشتر نزدیك است؟
ـ نمیدانم چرا، ولی از هر كسی كه داد و فریاد میزند و میخواند، خوشم نمیآید.
*قبلا میگفتی اتفاقی خواننده شدی و از خوانندگی بدت میآید؟
ـ بدم نمیآید. اگر بگویم بدم میآید دروغ گفتهام.
*پس قبلا دروغ میگفتی؟
ـ آره (باخنده). با اتفاقاتی كه افتاد و اذیت شدم، بدم آمد.
*از چه كاری بیشتر خوشت میآید؟
ـ صددرصد آهنگسازی.
*یك بار هم قبلا گفتی با فیلم سنتوری گریه كردهای. با آهنگ خودت هم گریه كردهای؟
ـ آره. البته در سنتوری هم با تركیب آهنگ «رفیق من» با صحنه تقسیم غذای علی سنتوری با معتادان بود كه تحت تاثیر قرار گرفتم و گریه كردم.
*با كدام آهنگ خودت تنهای تنها گریه كردهای؟
ـ كم تحملام. (كم گریه كن گلم، من كم تحملام)
*با تراكهای آلبوم جدیدت هم به این حس رسیدهای؟
ـ با تراك «تو چنگ ابرای بهار، افتادم و در نمییام» خیلی گریه كردهام. با همه آشنا بودنم به فضا، بعضی وقتها نمیتونم خودم را كنترل كنم.
*وقتی میخواندی گریه میكردی یا بعدها كه میشنیدیشان؟
ـ بعدها.
*میگویند خواننده «دو و پنجره» و «سوغاتی، ای كه تویی همه كسم» وقتی این آهنگها را میخواندند، گریه كردهاند. تو هم در آهنگهایت اینطور شدهای؟
ـ فعلا كه نه. بالاخره جنس من مردانه است. طبیعیه كمی فرق كنم.
*تو سعی كردهای در هر تیپی بخوانی. معمولا اكثر آهنگهای مذهبی زیاد با اقبال عمومی روبهرو نمیشوند ولی آهنگهای تو برعكس عمل كردند.
ـ حالا من باید چی بگم؟ ولش كن، ریا میشود.
*چرا ریا شود، نظرت را بگو.
ـ دوست داشتم بخوانمشان. از ته دلم خواندمشان. اگر میخواهی كار مذهبی و اعتقادی جوابش را از جامعه بگیرد، باید با اعتقاد و همه وجودت بخوانیاش. مثل همین كار كلاغ قار قاری.
*محسن چاووشی به نظر نمیرسد سیاه خواندن سابق را ادامه داده باشد؟
ـ ترانههای من سیاه نبودند. شاید اینطور به نظر میرسیدند.
*ولی اینطور جا افتادهای؟
ـ شاید به خاطر گذشته سختی كه داشتهام ناخودآگاه به آن سمت رفته باشم ولی سیاه نبودهام. اتفاقا من معتقدم ترانههایم سفید بودهاند.
*رنگ ترانههای «یك شاخه نیلوفر» به نظر نمیرسد سفید باشد؟
ـ نه، اینها نه سیاهند، نه سفید، كدر هستند. ترانههای من همهشان یكجور گلایه از غریبیاند.
* تو آخرین برگ برنده و آخرین سامورایی موسیقی زیرزمینی بودی که خرج شد. این مجوزدار شدن فکر نمی کنی به محبوبیتت لطمه بزند.
ـ فکر نمی کنم.
* اتفاقا فکر کن.
ـ نه اصلا. چرا این طور فکر می کنی؟
* سابقه نشان داده مخاطبان خواننده های زیرزمینی بعد از مجوزدار شدن ریزش می کنند.
ـ من فرق می کنم.
* از کجا مطمئنی؟
ـ از خیلی جاها، من با گذشته ام هیچ فرقی نکرده ام. به این مطمئنم. حتی یک شعر و ترانه ام به همراه موسیقی ام ممیزی نخورده. شعر و ترانه هایم بهتر شده اند. بار موسیقی ام هم بالا رفته. مخاطبم را هم بهتر شناخته ام. از همه اینها هم مهم تر همان محسن چاووشی قدیمی ام با همان حس و جسارت
منبع : روزنامه کارگزاران
http://www.kargozaaran.com/ShowCategory.php?fld_Cat_No=19
--------------------------------------------------------------
یادداشتی درباره محسن چاووشی و ((یه شاخه نیلوفر)) ش
ار هر چی كه آینه بود، زدم شكستم
www.Boxmusic.orgرسول ترابی
ارزشش را دارد؟
محسن را مدتها و سالهای زیادی است كه میشناسم. از همان روزهای شروع جنجالیاش. با هم بچه محل بودهایم. خیلی وقتها این شانس را داشتهام كه جزء اولین كسانی باشم كه آهنگهای در حال ساخته شدنش را شنیدهام. از خیلی دوستان تازه و یكی دو سال اخیرش سابقهام در دوستی و رفاقت با او بیشتر است. بیشترین گفتوگوهای مطبوعاتی را با او داشتهام و... اینها را نگفتم و ننوشتم كه از اسمش كه این روزها بیشتر از دو سال گذشته بر سر زبانها افتاده، نردبان درست كنم و به قول همان جوك و لطیفه معروف، خودم را به یك خواننده پاپیولار مطرح بچسبانم و بگویم «ما سه تا رو كجا میبرید...» قصه، قصه نردبان و بالا رفتن نیست كه این روزها او نردبان خیلیها شده و از اعتبارش برای خیلیها كه در حد او نیستند خرج كرده است؛ خرج كردنی كه بیشترین دلیلش پایبندی او در رفاقتهایش است. اگر در یكی دو خط اول از شناختن و دوستی و بچه محلی و... گفتم میخواستم به این برسم كه شاید بتوانم یك شناخت، رزومه و سابقه از خوانندهای بدهم كه با همه جنجالی بودنش، كمتر شناختی دربارهاش وجود دارد. برعكس تمامی ملل دنیا، ایرانیها كمترین اطلاعات و شناخت را از هنرمندانشان دارند. آنها ناخواسته حریم و حائلی بین اطلاعات اولیه و حتی خصوصی با چهره هنری، هنرمندشان بهوجود آوردهاند. حریم و حائلی كه باعث شده هنرمند را فقط در آن قالب خاص ببینیم و پشت صحنه حالات، روحیات، تفكرات و تز فكریاش را ندانیم. نتیجه اینكه اصلا نفهمیم طرف حسابمان كی هست؟ این هنرمند خواننده، بازیگر، ورزشكار یا هر شخص دیگری كه با یك آهنگ، دیالوگ، حركت و... جزئی از زندگیمان و لحظهها و علائقمان را تشكیل داده اصلا كی هست؟ آیا او واقعا ارزش احساسات و دوستداشتنمان را دارد و واقعا اگر روزی فهمیدیم كه واقعیت این هنرمند تاثیرگذار در زندگی و حتی آینده ما چه تیپ و فكر و شخصیتی دارد، هنوز دوستش خواهیم داشت.
یك تفاوت آیندهساز
محسن چاووشی واقعا كم گفتوگو و مصاحبه میكند. از حاشیه فراری است. از بعضی خبرنگاران هم همینطور، مدیریت حاشیه را هم خوب بلد است. او سالها در دل حاشیه زندگی كرده است. دوستان زیادی ندارد. نگاهی به اسامی افرادی كه او در آلبومش از آنها تشكر كرده است، تعداد دوستان كم او را مشخص میكند. مثل حالت و حسترانههایش تنهاست. به شدت پایبند به رفاقت و تعهداتش است. به قول خودش زخمخورده رفاقت است و... در این چند سالی كه او را میشناسمـ برعكس بسیاری از دوستان موسیقایی- هیچ تفاوت اخلاقی و رفتاری پا به پای مطرح شدنش نداشته است. برحسب شغلی كه دارم اوج و فرود خوانندههای زیادی را دیدهام. اوج و روزگار خوش خوانندگان نسل اول پاپ بعد از انقلاب را تا دوره فرود و بیخبری و حتی فراموش شدنشان را. تا خوانندگان تازهتر و امروزی. خوانندگانی را دیدهام كه با مطرح شدن یك آهنگشان حتی خودشان را هم تحویل نگرفتهاند، اما او طی این چند سال هیچ فرقی نكرده است. هرچند درجه عصبانیتش كمی بالاتر رفته باشد. تغییر نكردن خصوصیات اخلاقی بزرگترین برگ برنده او برای موفقیتهای آینده میتواند باشد. برگ برندهای كه او باید آن را به شدت تقویت و مدام رو كند.
پاهایی روی مین
تعارف كه نداریم. او مطرحترین خواننده داخلی است. همیشه با دلیل و برهان صحبت كنیم تا كم نیاوریم. خوانندهای كه بدون هیچ امكانات تبلیغی و حتی اطلاعرسانی فقط و فقط با آهنگهایی كه در اینترنت پخش شد، صدایش در همه جا شنیده شد. او نه تریبون صدا و سیما و نه كانالهای ماهوارهای و نه حتی صفحات مجلات را برای معرفی و تبلیغ خودش در فشرده بازار رقابت بین خوانندهها در اختیار داشت و نه آهنگهایش در تیراژی خاص تكثیر شده بودند كه در جامعه پخش شوند و آن اطلاعرسانی تبلیغی برای حضور خوانندهای تازه را بتوانند انجام دهند. او فقط و فقط با پشتوانه آهنگها و صدای خاصش توانست حتی ركورد شنیده شدنش را در مقایسه با خوانندگان مجاز و غیرمجاز تریبوندار بزند. بههمین دلیل است كه میگویم او مطرحترین خواننده داخلی است. واقعیت این است كه بعد از جنجالهای فیلم سنتوری و پخش آهنگهای فیلم و جنجالهای خاص چاووشی، انتظارها از او بهشدت بالا رفت؛ بالا رفتنی كه همانقدر كه او را در قالب مطرحترین خواننده معرفی كرد، همانقدر هم نقش تخریبی و پنهان برای او در خودش داشت. درست مثل مینی كه پایت را رویش گذاشتهای، اگر خنثی نكنیاش كه كارت تمام است و اگر بتوانی خنثی كنیاش كه به زندگی برگشتهای. او با «یك شاخه نیلوفر» حضورش را در بین خوانندگان مجاز جشن گرفت. فعلا كه اوضاع به نفع اوست و بهنظر میرسد او توانسته مین را خنثی كند. اما او نباید زیاد مطمئن باشد و هوس كند یكدفعهای كنار برود. احتیاط شرط عقل است.
یك قول مردانه
در مواجهه با هر شخص یا پدیده موفق و فراگیری همیشه سعی میكنیم به نوعی تخریبش كنیم و عیبی، چیزی از آن بیرون بكشیم و در بیاوریم. چرایش را هیچ وقت ندانستهام. فقط منتظریم كه كسی یا چیزی با اقبال عمومی روبهرو شود و كارگاه عیبسازیمان راه بیفتد تا ثابت كنیم این آدم یا چیزی كه اینقدر موفق نشان داده، همچین چیز تحفهای هم نیست. حالا این چه ربطی به یادداشتم دارد، عرض میكنم. در این سالها خیلیها را دیدهام كه وقتی آهنگی را از چاووشی شنیدهاند یا دربارهاش بحث شده قبل از هر نقدی برای اولین حرف و نظر درباره یك موضوع خاص با یك دیالوگ تكراری حرف زدهاند: «این صدا واقعی نیست، همهاش افكت و تیون است و...» قرار شده واقعیتها را بگویم. بارها صدای live زنده محسن چاووشی را شنیدهام. بهتان قول میدهم صدا، همین صدایی است كه میشنوید. صدایی با همین رنگ و چارچوب و وسعت. به اضافه كمی چاشنی دیلی و پژواك و تكرار صدا. اصلا به این شایعات و خیالبافیها و ایرادات همیشه ثابت برای همه صداهای موفق توجه نكنید و از موسیقی لذت ببرد.
آینه در آینه
قدیمیها و مو سفید كردههای باتجربه میگویند: «آدمی موفق میشود كه گذشتهاش را فراموش نكند.» او هم گذشتهاش را فراموش نكرده است. او در تهران هنوز با زخم روزهای جنگ در زادگاهش خرمشهر زندگی میكند. او هنوز غم تلخ آوارگی روزهای جنگ را فراموش نكرده است. هنوز هم تا وقت میكند به جنوب سر میزند. برای بچههای اهواز آهنگ میخواند. در وبسایتش عكسی از یك خانه ویران شده و باقیمانده از روزهای تصرف خرمشهر را میگذارد بیهیچ توضیحی و منتظر نظرات مخاطبانش میماند. او هنوز هم به بچهمحلهای سابق در خیابان خوشـ هاشمی سر میزند و از محل قدیم و دوستانی كه خیلیهایشان نمیدانستند او همان محسن چاووشی معروف است یاد میكند. او هنوز هم دوست دارد كسی نشناسدش و برای دل خودش و از همان «غریبی»اش بخواند. دوست ندارد عكسی از او منتشر شود و مردم به چهره و نه به آهنگ بشناسندش. او با وسواس خاصی مراقب ادبیات و نوع كلماتی كه برای جواب دادن سوالات انتخاب میكند هست تا مبادا مخاطبی تصویر دیگری از او برای خودش بسازد. او هنوز به تیم ترانههایش كه با همه نداریهای مالی او ساختند وفادار است و ترجیح میدهد با حسین صفا و امیر ارجینی كار كند. او هنوز همان اعتقادات گذشتهاش را در ارتباطات و تفكراتش دارد. هنوز با شنیدن آهنگ «كم گریه كن گلم» گریه میكند و... او هنوز خودش را گم نكرده است.
منیع : روزنامه کارگزاران