پاشایی هنرمند اقتصاد بازار آزاد بود
نویسنده خبر :

پاشایی هنرمند اقتصاد بازار آزاد بود

۲۸ آبان ۱۳۹۳ 0 نظر
کد خبر : 691322
بازدید : 11496
0 likes
خلاصه خبر :
متن خبر :

قطعا موجی که پس از درگذشت مرتضی پاشایی جامعه ی ایرانی را فرا گرفت مثل هر پدیده ی اجتماعی دیگری زمینه ها و علت های بروز متعدد و متفاوتی دارد که به بعضی از آنها در تحلیل هایی که این چند روز صورت گرفته اشاره شده. اما می خواهم به نکته ی دست کم به نظر من مهمی اشاره کنم که تا کنون در هیچ کدام از تحلیل هایی که در سایت ها و روزنامه های مختلف خوانده ام به آن اشاره ای نشده و آن چیزی نیست جز قدرت اقتصاد بازار آزاد.

مرتضی پاشایی به گروهی از هنرمندان ایرانی تعلق داشت که به جرأت میشود گفت در تاریخ دو سه دهه اخیر تنها هنرمندانی بوده اند و هستند که سعی کردند مستقیم و بدون هیچ واسطه ای با مردم روبرو شوند. خواننده های جوانی که وقتی دیدند مناسبات ساختاری تولید موسیقی در کشور (و یا به تعبیر عامیانه و مصطلح تر مافیای موسیقی) از یک سو و قوانین دست و پاگیر و پر از قید و بند ارشاد از سویی دیگر اجازه‌ ی ظهور خلاقیت های آنها را نمی دهد‌، به لطف امکان تازه ای که اینترنت در اختیارشان گذاشته بود راه دیگری را برای عرضه ی هنر خود امتحان کردند. آثارشان را با ضبط آهنگ در جمع های دوستانه و با هزینه های پایین شروع کردند و در اینترنت پخش کردند و حالا این مردم بودند که قرار بود با انتخاب خویش آینده ی حرفه ای و زندگی آنها را تعیین کند.

خیلی از آنها نتوانستند مخاطب چندانی پیدا کنند و کنار رفتند اما تعدادی از آنها که توانستند آثار خود را از فضای مجازی وارد زندگی های واقعی مردم و وارد زمزمه های زیر لب مردم کوچه و خیابان بکنند آهنگ های بعدی خود را باز هم با هزینه های شخصی تولید کردند تا در رقابت سختی که ایجاد شده بود هر چه بیشتر نظر مردم را معطوف هنر و خلاقیت های خویش کنند تا از این طریق توجه تهیه کننده های موسیقی و کنسرت گذارها را به خود جلب نموده که در نهایت همه ی این تلاش های با دست خالی آنها به سوددهی مالی هم برسد تا بتوانند خرج زخم های زندگی شان کنند‌؛ دقت کنید‌. سوددهای مالی نه با انتخاب مدیران اقتصاد مرکزی بلکه با انتخاب مردم.

و آنها موفق شدند. نه تنها تهیه کننده های زیادی سرمایه گذاری آلبوم های آنها را بر عهده گرفتند‌، نه تنها کنسرت هایشان از مرزهای ایران هم گذشت و سر از اروپا و آمریکا درآورد‌، بلکه دستگاه عظیمی مثل صدا و سیما که سال های متمادی سعی در به حاشیه راندن این سبک از موسیقی داشت را هم به زانو درآوردند و تیتراژ پربیننده ترین برنامه های تلویزیون را تسخیر کردند‌.

و همین جا اشاره ای به خاطره ی آقای اصغر نعیمی از مرتضی پاشایی بکنم. در جایی از آن خاطره آقای نعیمی (هنرمند رشد یافته در اقتصاد متکی به قدرت مرکزی و پول نفت) به پاشایی(هنرمند رشدیافته در اقتصاد بازار آزاد و متکی به پول جیب های مردم) اصرار می کند که او چند بیت از ترانه اش را تغییر دهد تا صدا و سیما اجازه ی پخش آهنگ عصر پاییزی را صادر کند چرا که به زعم آقای نعیمی پخش این آهنگ در تیتراژ یک سریال تلویزیونی به شدت در موفقیت پاشایی تاثیر خواهد گذاشت. اما مرتضی پاشایی این درخواست را رد می کند. علت‌: اون به گروهی از هنرمندان ایرانی تعلق داشت که حیات و ممات و موفقیت خود را نه در مهر تایید و اجازه ی مدیران اقتصاد مرکزی بلکه در جلب توجه نظر توده های مردم می دانست. او مانند بسیاری از همکارانش و مانند هر هنرمند دیگری که خودش و آثارش را در مناسبات بازار ازاد تعریف می کند خوب می دانست قدرت واقعی نه در کشوی میز مدیری که فردا حضور نخواهد داشت بلکه در قلب مردمانی است که تا دنیا هست آنها نیز خواهند بود‌‌؛ از آبادان تا تهران تا کابل‌. او برای هزینه های سنگین درمان سرطانش دست به سوی مسؤولی دراز نکرد. هنرمندی که در بازار آزاد قد بکشد و برای خودش توفیقی دست و پا کند مادامی که توانی در بدن دارد به این کارها نیازی ندارد. او ترانه خواند و ترانه خواند و ترانه خواند و در شهرهای کشورش کنسرت برگزار کرد و طرفدارانش با جان و دل در صف کنسرت هایش ایستادند. کنسرت هایی که بلیتش ده برابر گرانتر از بلیت سینماهاست.

قطعا لابلای شانه های پرشماری که پیکر پاشایی روی آنها تشییع شد دلایل اجتماعی متعددی وجود دارد و بی شک یکی از آن دلایل و شاید هم یکی از مهمترین آن دلایل همین باشد که پاشایی هنرمند اقتصاد بازار آزاد بود. اقتصادی که مهمترین نقش را به مردم می‌دهد و مردم در همه جای دنیا ثابت کرده اند اگر مطمئن شوند مهمترین نقش به آنها داده شده‌، هیچ گاه کنار نخواهند کشید. حتی وقتی هنرمند دیگر نیست.

تبلیغات