پایان مرگِ هنری کاوه یغمایی
نویسنده خبر : Ehsan Ahmadi

پایان مرگِ هنری کاوه یغمایی

Ehsan Ahmadi ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ 0 نظر
کد خبر : 781075
بازدید : 282119
6741 likes
خلاصه خبر : سكوتِ سرد كاوه ٧ سال ديگر ادامه پيدا كرد،تلاش ها به در بسته ميخوردن و خبري از روي خوش مسئولان در داخل كشور نبود.بار ها در مراحل مختلف اجراها به سرانجام نرسيد و انتظار مخاطبان ادامه پيدا كرد...
متن خبر :

 

شاید برای شما هم اتفاق بیوفتد…

پایان مرگِ هنری کاوه یغمایی…

حوالی ١۵ سال پیش بود که جوانان دهه ٨٠ شاهد یک اتفاق موسیقایی شدند.
برای اینکه شکوه این اتفاق را بیشتر لمس کنیم باید به آن روزها برگردیم،به حال موسیقی آن روزها.
آن روزها موسیقی حال دیگری داشت،اصلا مثل و مانند امروز نبود،سبک های مختلف موسیقی رواج نداشتند و مخاطبان عام موسیقی شاید اصلا به سبک های خاص علاقه نشان نمیدادند،شرایط هم برای فعالیت هنرمندان خیلی سخت تر از امروز بود،مراحل اخذ مجوز همان هفت خوان رستمِ شاهنامه بود و تازه این هفت خوان برای موسیقی پاپ هفت خوان بود،برای موسیقی های دیگر که چهارده خوان هم شاید یک اتفاق روزمره به شمار میرفت.
یادم می آید زمانی را که از سبک راک به عنوان موسیقی مبتذل و موسیقی شیطان پرستان یاد می شد و حتی گوش دادن به این موسیقی بلیط کارت ورود به جلسات فرقه شیطان پرستان به شمار می رفت.
در همین زمان ها بود که برخی گروه ها و خواننده ها در اوج سختی پا به عرصه گذاشتند.
“کاوه یغمایی” را شاید همانند پدر که اغلب اهالی موسیقی او را پدر موسیقی راک ایران میدانند،بتوان پدر موسیقی راک مجاز داخلی نامید.همان سال ها بود که کاوه با انتشار آلبوم “مترسک” وارد بازار موسیقی کشور شد و به سرعت توانست جای خوبی میان اهالی موسیقی باز کند.بررسی مولفه های کار کاوه شاید ساعت ها و متن ها زیادی را به کمک بطلبد اما دو فاکتور اصلی در موفقیت موسیقی کاوه یغمایی نقش بسزایی را ایفا میکردند.

فاکتور اول ترانه بود چرا که تا آن زمان اغلب کسانی که در این سبک فعالیت میکردند به دلیل عدم وجود ترانه مناسب یا بعضا به دلیل علاقه شخصی از ترانه های سطح پایین یا اشعار کلاسیک نظیر اشعار مولانا استفاده میکردند.اما کاوه توانست با استفاده از اشعار مناسب و مضامین اجتماعی و بعضا عاشقانه موسیقی راک را در میان مردم عادی هم رواج دهد.
فاکتور دوم اما موسیقی کاوه بود،کاوه توانست با تنظیم و سازبندی مناسب و استقاده دقیق و به جا از گیتار الکتریک تعریف درست و دقیقی از موسیقی راک به مخاطب عام موسیقی ارائه دهد و گوش مخاطب ایرانی داخل کشور را به شنیدن موسیقی راک عادت دهد.

اما از این فاکتورها که بگذریم کاوه در آن سال ها یکی از زیباترین اجراهای این سبک از موسیقی را روی صحنه برد،اجرایی که تا سال ها افرادی که به آن نرسیده بودند، حسرت نبودنشان را خوردند و همین اجرا بابی شد برای اجراهای بعدی این سبک از موسیقی اما از جهتی دیگر هم بابی شد برای غیبت شاید کبرای کاوه یغمایی در بازار موسیقی کشور.البته در آن زمان با توجه به مشکلات فراوان و خان های زیادی که برای عبور وجود داشت ترک وطن برای هنرمندان امری طبیعی به شمار میرفت و ضربه های ناشی از آن تا سال ها دامن موسیقی کشور را گرفت.کاوه هم ازین داستان غم انگیز مستثنی نشد و کشور را به قصد کانادا بدرود گفت تا سال ٨٨ عملاً به جز چند کنیرت جسته گریخته خبر خاصی از کاوه به گوش نمیرسید.اما سال ٨٨ به یک باره شاهد طلوعی دیگر بعد از آن غروب رفتن بودیم…انتشار آلبوم “سکوت سرد” کاوه یغمایی در بازار موسیقی جهان توانست یک اتفاق دیگر موسیقایی را رقم بزند.کاوه توانسته بود موسیقی خود را با همان فاکتور های داخلی و ایرانی پسند ارتقای قابل توجهی بدهد و به موسیقی روز دنیا نزدیک تر کند،ترانه های روزبه بمانی هم که در آن زمان جوانی جویای نام بود به خوبی روی موج موسیقی کاوه یغمایی سوار بود و منظره ای زیبا را روانه گوش مخاطب میکرد.
کاوه بعد از انتشار سکوت سرد تور های زیادی را در گوشه گوشه دنیا به روی صحنه برد اما سکوت سرد کاوه برای مخاطبانش در داخل همچنان ادامه داشت مخاطبانی که نمیدانستند ٧ سال دیگر باید انتظار را به جان بخرمد تا بتوانن نظاره گر پنجه های موسیقی کاوه در سالن میلاد باشند…

سکوتِ سرد کاوه ٧ سال دیگر ادامه پیدا کرد،تلاش ها به در بسته میخوردن و خبری از روی خوش مسئولان در داخل کشور نبود.بار ها در مراحل مختلف اجراها به سرانجام نرسید و انتظار مخاطبان ادامه پیدا کرد.در جشنواره فجر قرار بود شاهد احرای کاوه باشیم که در روز قبل اجرا در کمال ناباوری مخاطبان با عذر خواهی کاوه مواجه شدند و انتظار ها همچنان ادامه یافت اما کاوه وعده انتشار آلبوم خود را به مخاطبان داد که شاید از تلخی این تراژدی بکاهد.

گذشت و گذشت…
تابستان ٩۵…
بعد از هفت سال سکوتِ سرد…
“منشور” منتشر می شود…

این جمله شاید برای مخاطبان موسیقی راک داخل کشور ماند رویایی بود که داشته به حقیقت بدل میشد،رویایی که ١۵ سال دوری و ٧ سال نشنیدن صدای کاوه کابوس وار داشت برای مخاطبان سپری میشد،اما قسمت های خوش رویا را منشور رقم زد…منشوری که پایان انتظارها بود،پایان انتظارهای یک نسل برای شنیدن یک صدا…
منشور منتشر شد،مولفه های موسیقی کاوه همچنان در تک تک قطعات موج میزدند،ترانه ها،موسیقی،تنظیم ها و لحن اجرای کاوه به بلوغ

قابل توجهی رسیده بودند.
اما این پایان ماجرا نبود،این رویا زمانی برای مخاطبان رنگ حقیقت گرفت که مخاطبان کاوه با پوسترهای اولین اجرای کاوه یغمایی در سطح شهر روبرو شدند،اجرایی که قرار بود بعد از ١۵ سال انتظار یک اتفاق دیگر در موسیقی ما رقم بزند،موسیقی که دیگر نوپا نیست،موسیقی که مخاطبان فقط آن را به اسم پاپ نمیشناسند،موسیقی که دیگر راک برای آن یک تابویی برای شکستن نیست و موسیقی که دیگر شیطان پرستی نیست…

بلاخره اتفاق افتاد…با حمایت های شما…بلاخره اتفاق افتاد
این جمله شروع اجرای زنده کاوه یغمایی روی صحنه ای بود که ١۵ سال تبعید به دوری از آن بود و پایانی بر انتظار های مخاطبانی که ایستاده و بدون توقف کاوه یغمایی را تشویق میکردند،شاید باورشان نمیشد که کاوه روی صحنه باشد،شاید باورشان نمیشد که انتظار را پایانی هست،شاید باورشان نمیشد که کابوس ها هم میتوانند شیرین شوند…
خوشحالی در نگاه کاوه شعله ور بود،لبخندهایی که از ته دل روانه نگاه اشک آلود مخاطبان میکرد به زیبایی تمام منتقل میشد…این کنسرت شاید کنسرت نبود یک تجدید دیدار ١۵ ساله بود که مخاطبان هنوز در باور آن شک داشتند…

کنسرت آغاز شد.”سکوت سرد” زنده اجرا شد و طلسم نشنیدنش شکسته شد…مخاطبان به شکلی که شاید اولین بار در این ١۵ سال شاهد آن بودم کاوه را همراهی میکردند،انرژیی که کلمه به کلمه بین خواننده و مخاطبان رد و بدل میشد را با هیچ کلمه ای نمیتوان توصیف کرد.

کاوه یغمایی به همراه مسعود همایونی،بابک ریاحی پور،ساتگین یغمایی و نیلوفر فرزند شاد همچنین یک درامر از شهر شیراز با نام نیما و در آخر نگین که در دو نقش زیر صدا (back vocal) و همچنین نوازندگی گیتار الکتریک فعالیت میکرد،گروه بسیار حرفه ای وا به روی صحنه برد.معمولا در اجراهای موسیقی پاپ در کشور ما گروه نقش به سزایی را ایفا میکند و در موارد زیادی به یاری خواننده می آید و بعضا حتی اشتباهات خواننده را پوشش میدهد اما در احرای کاوه همکاری خواننده و گروه به شدت مشهود بود،کسی در صدد پوشش دهی خطای دیگری نبود و همکاری بالایی در اجرا دیده میشد،البته شاید نوازندگی بی نقص کاوه در این اجرا دلیل آن باشد اما هماهنگی فاکتوری نیست که به راحتی بتوان صاحب آن شد.

اجرای کاوه یغمایی پس از سال ها دوری از صحنه های داخلی،اجرای پر نکته ای بود،نکاتی که اغلب خوانندگان این روزهای داخل کشورمان بعضا به آن بی توجه یا در بهترین موارد کم توجه هستند.
ارتباط کاوه با مخاطب و انتقال انرژی مثبت بین مخاطب و خواننده یکی از بهترین نکات اجرا بود،در حین اجرا کاوه زیاد سخن نمیگفت اما بعضا با بیان خاطرات و لبخندی که مداوم نثار تماشاچی میکرد ارتباط خوبی با مخاطبان رقم میزد،حتی معرفی مهمانان و اعضای گروه خود به زبانی کاملا ساده و حتی معرفی با اسم کوچک باعث میشد میخاطبان احساس صمیمیت بیشتری با خواننده پیدا کنند.
نکته بعدی در اجرای کاوه دکور و جلوه های بصری اجرا بود.کاوه در این کنسرت اتفاق خاصی در اینترو و یا پایان اجرا نداشت اما نور پردازی و منشور نورانی به همراه دو ستون که در سمت راست و چپ صحنه قرار داشتند جلوه بصری بسیار زییایی را ایجاد کرده بودند.
اما یکی از نکات جالب توجه این برنامه که به نوعی در خط مشی فعالیت های کاوه جای دارد،فیلم برداری حرفه ای از اجرای کاوه بود،پارامتری که در موسیقی روز دنیا جایگاه خود را به خوبی پیدا کرده و توانسته علاوه بر نیاز شنیداری مخاطب،نیاز دیداری شنونده موسیقی را نیز تامین کند که متاسفانه در کشور ما به غیر از مواردی انگشت شمار به آن پرداخته نمیشود.البته شایان ذکر است که کاوه در همان سال های دهه ٨٠ هم یکبار دیگر این کار را انجام داده بود و توانسته بود یکی از ماندگار ترین آثار تصویری آن سال های موسیقی کشور را روانه بازار کند.

نکته بعدی اجرای کاوه تنظیم دوباره تمامی قطعات بود،تنظیم هایی که به طور کامل مناسب اجرای زنده بودند.
تنظیم در اجرای زنده موسیقی راک اهمیت زیادی دارد چرا که اگر سولو نوازی ها و صدا برداری های برنامه به شکل درستی به مخاطب ارائه نشود،مخاطب را خسته و بعضا گوش مخاطب را آزار میدهد.یغمایی در این برنامه با یاری گرفتن از شهرام شعرباف (سرپرست گروه اوهام) صدابرداری بسیار خوبی روی استیج داشت و این به زیبایی شنیدن موسیقی وی به حد زیادی اضافه میکرد.

نکته بعدی این اجرا اما استیج گردانی کاوه و اعضای بند ایشان بود،حتی قرار گیری اعضای بند روی استیج به شکل مثلثی بود که علاوه بر جلب کردن توجه مخاطب به خواننده،باعث میشد خواننده و اعضای بند با راه رفتن های بجا روی استیج و داشتن تحرک بتوانند ارتباط خوبی باهم برقرار کنند و از خستگی چشم مخاطب جلوگیری کنند.

یکی از اتفاقات این کنسرت که در تاریخ موسیقی کشورمان شاید به قدر انگشتان یک دست هم شاهد آن نبودیم،اجرای دوئت سیروان و کاوه روی صحنه بود.اجرای دو قطعه باهم و همچنین تک نوازی های د

و به دو بین ایشان در قطعه “پل بی عبور” چشنوازی برنامه را دو چندان کرد.

اما پرطرفدارترین قطعات کاوه در اجرا را با توجه به قدمت آثار البته،شاید در قطعات آلبوم سکوت سرد دیدیم،اشعار و قطعاتی که روزبه بمانی در آن ها سهم به سزایی داشت و اتفاقا در این شب با شکوه به تماشای اجرای زنده کاوه نیز نشسته بود.

بهطور کلی اجرای کاوه شاید به زعم بنده بهترین اجرای یک نسل موسیقی داخل کشور باشد چرا که با توجه به قوانین داخل کشور برای اجراها تمام نکاتی که از یک خواننده انتظار می رفت را در خود گنجانده بود.
کاوه یغمایی توانست با یک پایان با شکوه و قدرتمند به صحنه اول موسیقی کشور بازگردد و پاسخ تمام انتظارات را به نحو احسنت بدهد.
اما یک سوال با تمام این خوبی ها ذهن من را به شدت مشغول کرده که مگر یک هنرمند چقدر زمان برای ارائه هنر خود دارد یا در اصل عمر هنری دارد که بخواهیم به خاطر هیچ و پوچ ١۵ سال او و مخاطبانش را از دیدار هم محروم کنیم؟
و اینکه هیچ چیز به جز حمایت تمام قد مخاطبان (مادی و معنوی) نمیتواند این مدتِ مرگِ هنری را برای یک هنرمند جبران نماید…

 

عکاس : نسیم روحانی

 

تمامی عکس ها در فایل زیپ

 

 

 

 

برای دسترسی سریع به آهنگهای جدید و اخبار به کانال تلگرامی گانجاموزیک بپیوندید .

Telegram.me/Ganja2Music_com