حلاج/داستان یک روز اتفاق هنری فاخر با نوای پروازِ همای
نویسنده خبر : احسان احمدي
خلاصه خبر : حلاج/داستان روز یک اتفاق هنری فاخر با نوای پروازِ همای
متن خبر :

 

کمتر ایرانی است که داستان “منصور حلاج” را به شکل کلی یا جزئی نشنیده باشد و از آن اطلاعی نداشته باشد.حلاجی که در تاریخ ایران نقش به سزایی داشته و داستان او همواره چراغ راه تمام انسان های آزاده بوده و هست.
اما به راستی چه مهمی است که این داستان را به خصوص در شرایط کنونی؛برای بیننده و شنونده، جذاب و گیرا به نمایش در می آورد؟

داستان حلاج بیش از آنکه یک داستان باشد،حقیقتی تلخ هست که از ابتدای تاریخ بشریت همواره گریبان انسان را گرفته و به سخت ترین صورت ممکن می فشارد.داستان جهل و نادانی مردمانی که پیش از آنکه لب به سخن باز کنند،فکر نمیکنند و پیش از آنکه فکر کنند،دست به عمل می زنند.مردمانی که با شنیدن کوچکترین کلامی،نزدیک ترین و بی فکر ترین و سطحی ترین بخش معنا را میگیرند و بر اساس آن جنگ و خونریزی و پیراهن عثمان را طلب می کنند…
آری این است داستان جهالت،این است داستان حلاج و حلاج ها و چقدر آشنا و حقیقی است این قصه،بهتر بگویم این واقعیت…
اما وجه دیگر این داستان که فطرت آدمی را به جذاب ترین شکل ممکن با خود می کشد و همراه میکند،عشق است…عشق همواره نقش به سزایی در ادبیات و فرهنگ و هنر این مرز و بوم داشته و دارد و از دیرباز در رگ های ادبیات کلاسیک ایرانی به گرمی می جوشد،آن چنان که این داستان هم با عشق و مهر آغاز و با عشق به پایان می رسد.اصلا یکی از القاب حلاج که در خراسان نیز او را به این نام می خواندند،”ابوالمهر” نام داشت…

اما اینکه بتوان به سراغ روایت داستانی رفت که برای مخاطبان در درجه اول شناخته شده باشد،در درجه دوم‌ دارای مؤلفه های خوبی برای اجرا باشد و در درجه سوم و از همه مهمتر بتوان در قالب آشنای آن،حرف های نویی به مخاطب عرضه کرد از چند جهت اتفاق حساسی است و حائز اهمیت.

در‌ وهله اول این اقدام دارای ریسک بسیار بالایی است و به طبع آن،جسارت بسیار بالاتری از صاحبان اثر را برای اجرای آن طلب میکند،چرا که کلیت داستان بز همگان آشکار است و تنها نگاه و پرداخت متفاوتی از قصه است که زیبایی و اتفاق برای مخاطبان خلق خواهد کرد.

در وهله دوم اما،روایت درست و کم نقص و موجز داستان،از اهمیت بسزایی برخوردار است چرا که داستان در وقت محدودی روایت می شود و پرداخت درست به قسمت های مهم داستان میتواند تاثیر گذاری آن را دوصد چندان کند.

در وهله سوم و مهمترین وهله شاید،در داستانی تراژیک با این ابعاد،اجرای تاثیرگذار و صادقانه بازیگران به خصوص نقش حلاج است چرا که شخصیتی نطیر حلاج دارای پیچیدگی های زیادی در زمینه اجراست که بازیگر باید بتواند به بهترین شکل از پس پیچ و خم های شخصیتی این نقش برآید. این موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است و میتواند داستان ساده را به عرش یا ناباورانه یک اتفاق زیبای هنری را به فرش برساند.

اما “پرواز هُمای” را همواره به جسارت در هنر می شناسیم.او همواره و حتی در کوتاه ترین قطعات و اجراهای خود سعی در شکستن مرزهای رایج در هنر و همچنین محدودیت های ذهن مخاطب دارد.شاید مهمترین شاخصه ی هنری همای،همین جسارت و مرز شکنی اما در قالب ادبیات فاخر ایرانی باشد،چرا که ادبیات پارسی همان بحر طویلی است که هر هنرمندی به فراخور تقکر و تحمل خود تور خود را در آن می گستراند و به مخاطب عرضه میکند.همای اما،جزو معدود هنرمندانی است که همیشه اثبات کرده به دنبال تکرار مکرر اتفاقت موجود در بازار نبوده و نیست و سعی در گسترش پهنه هنر این مرز و بوم دارد.
در کارنامه هنری او علاوه بر اجراهای رایج در موسیقی که از آن ها به عنوان کنسرت یاد می شود و انتشار آلبوم و قطعات متعدد موسیقی که از الزامات احترام به مخاطب به شمار می رود،اتفاقات متفاوتی نظیر اجرای اُپرای “موسی و شبان” و همچنین اُپرای موفق “عقل،عشق و آدمی” به چشم می خورد که اتفاقا همواره با استقبال کم نظیر مخاطبان همراه بوده و به آثار ماندگاری نیز بدل شده است.اگر با دقت بیشتری به نام این آثار حتی دقیق شویم،به شاخصه های داستانی و اجرایی همای بیشتر پی خواهیم برد.
اما این بار و پس از اجرای موفق “عقل،عشق و آدمی” بار دیگر همای به سراغ داستانی متفاوت اما آشنا برای هنردوستان متفکر این مرز و بوم رفته و توانسته قدم دیگری در جابه جایی مرزهای هنری خود و مهمتر از آن محدودیت های هنری ایران بردارد.
همای با تمام مولفه هایی که بالاتر به آن اشاره شد به سراغ داستان سهل و ممتنع “حلاج” قدم برداشته.داستانی که همانگونه که ذکر شد علاوه بر شهیر بودن،دارای مؤلفه های حساسی برای اجرا است.از طرفی جریانی در سال های گذشته در موسیقی و در اصل هنر ایران به راه افتاده که هنرمندان به سمت تلفیق چند هنر به صورت موازی قدم برداشته و به صِرف یک اجرای ساده موسیقایی اکتفا نمیکنند.این شاخه از هنر به طور واضح و درخشان اصولا در شاخه موسیقی سنتی و ملی ایرانی و همچنین گاها در موسیقی تلفیقی ایرانبه چشم میخورد،چرا که به فراخور اجرای این سبک از موسیقی به طور کلی اجرا،نکته بصری جذابی برای مخاطب نخواهد داشت و کمک گرفتن از شاخه هنری دیگر،میتواند جذابیت های اجرا برای مخاطب را دوچندان کرده و همچنین تاثیر گذاری موسیقی را برای مخاطب به حداکثر برساند،همچنین مخاطب تا وانیه آخر اجرا با هنرمند همراه خواهد شد و پیام اصلی هنرمند را به واضح ترین شکل ممکن دریافت می نماید.

اپرای “حلاج” اثری است که تمام مولفه های یک اتفاق مانای هنری را داراست.این اثر دو وجه بسیار مهم دارد.
وجه اول آن موسیقی است که تمامی قطعات این اجرا توسط پرواز همای نگارش شده و در احرای زنده توسط گروه مستان به اجرا در می آید.
اکثر قطعات اجرا شده در این اجرا در گذشته توسط همای و در قالب تک قطعات یا آلبوم به بازار موسیقی کشور عرضه شده و از این رو برای مخاطبان اجرا قابل دریافت و شنیدن است.
اما نکته مهم قطعات این اجرا چیدمان و انتخاب قطعات به درست ترین حالت ممکن بود.قطعات به شکلی انتخاب شده بود که مخاطب تنها با شنیدن آنها به صورت مجزا و تنها با دانستن عنوان داستان “حلاج” هم میتوانست قطعات را به قسمت های مشخص داستان ارتباط دهد و عمق داستان را در ذهن خود به تصویر بکشد،به عبارت دیگر اگر این قطعات در قالب آلبومی با نام “حلاج” منتشر شود و مخاطب حتی به تماشای اپرا ننشسته باشد هم کاملا ارتباط دقیقی با داستان و موسیقی برقرار کرده و داستان حلاج در ذهن او تداعی خواهد شد.
از طرفی اجرای درست و کم نقص قطعات توسط گروه مستان،چیدمان درست قطعات در فواصل داستان و اجرای بی نظیر همای از لحاظ موسیقایی،این اجرا را به یکی از متفاوت ترین و زیباترین اتفاقات موسیقی ایران در چند سال اخیر بدل میکرد.
وجه دومی که در این اجرا می توان آن را بررسی کرد،بخش اجرایی آن یا به عبارت بهتر تئاتر گونه اجراست.در این اجرا،نه تنها خواننده از متن داستان جدا نیست بلکه اصلی ترین نقش یعنی حلاج را در اجرا بر عهده دارد.بازی های کم نقص،انتقال درست حس در لحظات حساس به مخاطب،اکشن های درست بازیگران،دیالوگ های خوب و تاثیر گذار راوی داستان (شِبلی با بازی بی نظیر محمدحسین صفری)،طراحی درست،به جا و زیبای حرکات موزون و رقص های زیبای سماع،نورپردازی به موقع و متناسب با فضای کلی سکانس های مختلف؛همه و همه؛از مولفه های چشمگیر و زیبای اپرای حلاج به شمار میرفتند.
اما به توجه به اینکه اپرا در فضای باز کاخ سعد آباد به روی صحنه میرفت دارای نقصان هایی هم بود که به جد با کمرنگ تر شدن آنها این اجرا میتواند به یکی از استاندارد ها در این شاخه از هنر در ایران و حتی در هنر جهان تبدیل شود.
طراحی صحنه اجرا و جایگاه قرارگیری سِن میتوانست به گونه بهتری تعبیه شود که برای مخاطبانی که عقب تر هم قرار داشتند به شکل واضح تر و زیباتری به نمایش در می آمد و شاید بهره گیری از مانیتور یا پرژکتورهای بزرگ میتوانست در انتقال دقیق تر‌ حس صحنه به مخاطبان عقب تر نقش به سزایی داشته باشد.
همچنین در زمینه صدابرداری و مَپینگ به مراتب جا برای اقدامات دقیقتر وجود داشت به شکلی که مپینگ بسیار دقیق تر و زیبا تر و با کیفیت بالاتری انجام شود.
همچنین کیفیت صدابرداری و پخش به شکل بالاتری می بود که هم جذابیت های موسیقی را به شدت افزایش دهد،هم صدا به طور یکنواختی؛هم برای مخاطبین جایگاه های جلو و هم برای مخاطبین عقب تر؛جذاب تر و گیرا تر و با کیفیت بهتری به نمایش در آید.البته اصولا این مورد در اکثریت اجراهای کشورمان آزاردهنده است که مخاطبان به یک اندازه در همه جای سالن از نور و صدا و تصویر بهره و لذت نمی برند که بیشتر به طراحی سالن و سِنِ اجرا بر میگردد،اما برای برنامه های اینچنینی این موزد به مراتب بیشتر به چشم می آید.

اما یکی از مهمترین و بارز ترین نکات اپرای حلاج ارتباط ناگسستنی موسیقی‌و اجرا بود که علاوه بر آنکه ثبات در‌ هر دو وجه به شکلی منظم و زیبا به چشم میخورد(هر دو بخش به شکلی جداگانه قابل پیگیری و حتی قابل تماشا و شنیدن بودند)،هماهنگی و ایجاد درست و موفق این دو بخش از اتفاقات بی نظیر این اجرا بود،به طور واضح تر هم موسیقی در خدمت اجرا و هم اجرا در خدمت موسیقی بودند و کار زیبای هم را به بهترین شکل پوشش میداند و معنای واقعی این جمله را صرف میکردند: «آنجا که زیان قاصر است،موسیقی لب به سخن می گشاید».
گرچه این بخش هم دارای نقصان هایی از جهت هماهنگی اجرا و گاها گروه موسیقی بودند اما به جز چند مورد انگشت شمار عملکرد بی نظیری را در هماهنگی این دوبخش شاهد بودیم.نکته ای که از در اجراهای بزرگ از این دست هم،به ندرت شاهد آن بوده ایم،به شکلی که اجرا به شکل کامل از موسیقی جداست و تمییز دادن آن در ذهن به راحتی ممکن است.

روی‌ هم رفته حلاج یک اتفاق در آشفته بازار موسیقی این مرز و بوم است.اتفاقی که با بهره گیری هوشمندانه از ابزار تئاتر و اجرا (که اتفاقا در چند سال اخیر به شدت همه گیرترشده است)،توانسته پیام و حس دقیق داستان را به زیبایی به مخاطب عرضه کند و هنردوستان را از نزدیک با قصه درگیر کند.
همای با این قدم باردیگر ثابت کرد که دربند روزمرگی های بازار موسیقی نیست و به دنبال عرضه اتفاقات فاخر است و در این راه از استفاده از هیچ ابزار و هنری دریغ نخواهد کرد.
این یک تفکر مثال زدنی در موسیقی ایران است که موسیقی این روزهای ایرانی به شدت به آن نیاز دارد…

پانوشت: اگر تاکنون شاهد اپرای حلاج نبوده اید،این اجرا هم اکنون برای سیزدهمین شب،به همت موسسه آوای هنر تمدید شده و علاقه مندان با مراجعه به پایگاه tik8.com می توانند نسبت به شرکت در اجرا اقدام نمایند.

 

عکس های سمیرا سلیماتی را از این گزارش ببینید

 

داتلود کل عکسها در یک قایل زیپ

تبلیغات

ترمه