مازیار عبایی: دوست دارم کارم به خودی خود شنیده شود،نه به واسطه تبلیغات سنگین
نویسنده خبر : شقایق ناموری
خلاصه خبر : اگر به موسیقی گروه "دنگ شو" علاقه مند هستید و قطعاتی همچون 'بی خوابی'،'تلاطم' و 'موسیقی آشیانه' را پسندیده اید؛در ادامه می توانید اولین گفت و گوی مازیار عبایی ترانه سرای این قطعات را در سایت گنجا موزیک بخوانید.
متن خبر :

/Image/News/06.97/maziarabaei/MAZIARABAEI.jpg

 

•مازیار عبایی• شاعر،ترانه سرا و مولف کتاب شعر “جلال الدین در ترافیک میرداماد” است.
وی تحصیلات خود را در رشته ی شهرسازی به پایان رسانده و در حال حاضر در دانشگاه هنر تهران مشغول به تدریس است.

اگر به موسیقی گروه “دنگ شو” علاقه مند هستید و قطعاتی همچون ‘بی خوابی’،’تلاطم’ و ‘موسیقی آشیانه’ را پسندیده اید؛در ادامه می توانید اولین گفت و گوی مازیار عبایی ترانه سرای این قطعات را در سایت گنجا موزیک بخوانید.

•مازیار عبایی• شاعر،ترانه سرا و مولف کتاب شعر “جلال الدین در ترافیک میرداماد” است.
وی تحصیلات خود را در رشته ی شهرسازی به پایان رسانده و در حال حاضر در دانشگاه هنر تهران مشغول به تدریس است.

اگر به موسیقی گروه “دنگ شو” علاقه مند هستید و قطعاتی همچون ‘بی خوابی’،’تلاطم’ و ‘موسیقی آشیانه’ را پسندیده اید؛در ادامه می توانید اولین گفت و گوی مازیار عبایی ترانه سرای این قطعات را در سایت گنجا موزیک بخوانید.

■از چه زمانی و به چه صورت وارد عرصه شعر و ترانه شدید؟

من سرودن شعر رو از سال های نوجوانی شروع کردم و به نوعی این کار رو از سال ها قبل انجام می دادم.اما نوشتن و سرودن به صورت متمرکز و جدی از سن ۲۷ سالگی آغاز شد و در طی ۶ سال اخیر این جدیت به اوج رسید و تمرکز من بر روی این کار بالاتر رفت.
در ارتباط با بحث ترانه،من کارهای محدودی انجام دادم که غالباً هم تمام این همکاری ها با گروه دنگ شو اتفاق افتاد.

■آیا متناسب با این عرصه تحصیلات آکادمیک دارید؟

خیر.
در مدرسه ای که من در دوران دبیرستان تحصیل میکردم به شدت به ادبیات و اصول ادبی اهمیت داده می شد و با اینکه رشته ی من ریاضی بود اما دوره های عروض و قافیه برای ما هم برگزار می شد و ما در این دوره ها شرکت می کردیم و در حال حاضر چون من شعر کلاسیک میگم،روی اصول تسلط کافی رو فکر می کنم دارم.
علاوه بر این تعدادی از همکلاسی های اون زمان من امروزه شاعران بسیار خوبی هستند مثل سید مهدی موسوی،آرش معدنی پور و عزیزان دیگر.
در واقع میشه گفت همه ی ما به نوعی از دوران نوجوانی با شعر آشنا هستیم.

■در حال حاضر مشغول چه کارهایی هستید؟

کار من در درجه اول تدریس در دانشگاه و در در درجه ی دوم به دلیل عضویت در بخش اجرایی پروژه های طراحی شهری،فعالیت بر روی اینگونه پروژه هاست.

■در زمینه ی سرودن شعر و فعالیت های هنری چه برنامه ریزی هایی کردید،آیا کتابی در نوبت چاپ دارید؟

بله کتاب دوم در نوبت چاپ هست،اما نه به این صورت که بخوام اعلام کنم به زودی چاپ خواهد شد.
چون من در ارتباط با کار کمی سخت گیر هستم و یک شعر رو ممکنه چندین مرتبه بازنویسی کنم،چیزهایی رو اضافه و یا کم کنم،بارها باید با ناشر موردنظر صحبت کنم و ایشون کارها رو بررسی کنند و یا اتفاقات دیگری که پیش میاد باعث میشه برای یک کتابی که شامل ۴۰ قطعه شعر هست حدوداً یک سال و نیم زمان بگذارم.

■اتفاقاتی که برای کتاب اول شما یعنی “جلال الدین در ترافیک میرداماد” افتاد،راضی کننده بود؟

حقیقتاً اون زمان خیلی به دنبال اتفاق خاصی و یا جذب کردن مخاطب برای خودم و شعرهام نبودم.
کتاب اول من شامل شعرهایی میشه که جزء اولین تجربیات من در زمینه نوشتن و سرودن هستند و همین که من تونستم تعدادی از سروده هام رو چاپ کنم اتفاق خوبی بود.ناشر این کتاب انتشارات فانوس بود که من به همراه آقای معدنی پور تصمیم گرفتیم خیلی به دنبال تعداد نسخه ی بالا برای چاپ نباشیم و بحث مادی رو زیاد جدی نگیریم.
هر چند که تمام نسخه های چاپ شده از کتاب به طور کامل فروش رفت.

■این تصمیم رو هنگام چاپ کتاب دوم هم لحاظ خواهید کرد یا برای عرضه اثر دوم برنامه دیگری دارید؟

واقعیت اینه که هنوز نمی دونم قراره چه اتفاقی بیفته،چون این کار حرفه من نیست و من در این مورد در مقابل دیگر عزیزان هیچ تجربه ای ندارم.
چرا که خیلی از شاعران ما به این کار به عنوان شغل نگاه می کنند و در همین راستا کارگاه های متنوع برگزار کرده و کارهای بسیاری انجام می دهند.
اما من در حال حاضر نمی تونم هیچ تصمیم قطعی و درستی بگیرم چرا که تا به حال این کارها رو انجام ندادم و حتی در صفحات مجازی هم فعالیت زیادی نداشتم و حضورم در این فضا به شدت کم بوده،بنابراین باید صبر کنم و ببینم چه اتفاقی خواهد افتاد.

■آشنایی شما با گروه “دنگ شو” چگونه اتفاق افتاد و همکاری ها چگونه شکل گرفت؟

آشنایی من در ابتدا با طاها شجاع نوری عزیز بر می گرده به سال های دانشگاه،ما سال ۷۸ در مقطع کارشناسی هر دو دانشجوی یک رشته بودیم.
بعد از اتمام دانشگاه من و طاها مدت طولانی همدیگرو ندیده بودیم و هیچ ارتباطی هم با هم نداشتیم تا اینکه سال ۹۰ در یکی از کنسرت های پژوهشی گروه مجدد همدیگرو ملاقات کردیم و ارتباط دوباره ای شکل گرفت.
در طی این مدت بارها در مورد همکاری باهم صحبت کردیم و رفته رفته این همکاری من با گروه شکل گرفت و ارتباط من در این عرصه تنها با دوستان عزیزم در گروه دنگ شو محدود میشه و همین که این احساس در من وجوده داره که اشعارم با این همکاری ها شنیده میشه برای من کافیست.

■یعنی به جز گروه “دنگ شو” تصمیمی برای همکاری با دیگر خوانندگان و گروه های موسیقی ندارید؟

واقعا چیزی مشخص نیست و هنوز هیچ تصمیمی برای آینده ی کاری خودم در این حرفه نگرفتم.
و اصلاً به این موضوعات که بخوام با عزیزان دیگر کار کنم تا مخاطب برای خودم جذب کنم تا به این لحظه فکر نکردم.
■فکر نمی کنید اگر به این سمت برید و یکسری از فاکتورها براتون مهم باشه،در جامعه ی ادبی و هنری جایگاه بهتری پیدا می کنید؟

کاملاً حق با شماست،اما من دوست دارم اگر کار من مخاطب پیدا میکنه و شنیده میشه به صورت ارگانیک این اتفاق بیفته نه به واسطه ی سرمایه‌گذاری برای تبلیغ و رونمایی سنگین.
زمانی که این کار رو تازه شروع میکنی این حمایت و تشویق دیگران بهت انگیزه و انرژی زیادی میده،اما من یکجایی تصمیم گرفتم این کار رو متوقف کنم و دیگه توی وبلاگ و صفحات دیگر فعالیت زیادی انجام ندم چون فکر میکردم برای شخص من الزامی وجود نداره.
اما برای عزیزانی که به صورت حرفه ای عمل می کنند،این نظم دادن به مخاطب و حتی جذب مخاطبان جدید باید موضوع بسیار جدی و قابل تفکری باشه.

■آیا تعداد زیاد شاعران و ترانه سراهایی که در حال حاضر مشغول به کار هستن،دلیل این مقاومت و مقابله شما برای ورود حرفه ای به این فضاست؟

واقعیتش من این نقد رو به جامعه وارد نمی کنم چون که ما چه موزیسن و چه شاعر کم داریم.
اگر مارکت موزیک و ترانه ی هر کشوری رو نگاه کنیم متوجه میشیم که تعداد خیلی زیادی گروه موسیقی وجود داره،اعم از گروه های زیرزمینی،گروه هایی که به تازگی شکل گرفتند و یا حتی گروه های بزرگی که بارها منحل شدند ولی دوباره فعالیت خودشون رو آغاز کردند.حتی داریم شاعرانی که شاید تنها یکی از کارهاشون توسط یک گروه یا خواننده بزرگ خوانده شده و بعد محو و فراموش شدند.
تنوع و تکثر در این عرصه بسیار زیاده و طبیعتاً در طی این سال ها بازار ترانه و موسیقی ما دچار تغییراتی شده چه قبل از انقلاب که به صورت فرمایشی بود و خود رادیو یا تلویزیون اون زمان ترانه سرا و خواننده رو استخدام میکرد و در نهایت یک قطعه عرضه می شد و چه بعد از انقلاب که تا سال های زیادی موسیقی در حاشیه بود و مارکت و بازار به شکل کنونی وجود نداشت.
من فکر میکنم در طی ۱۵-۲۰ سال اخیر هست که یک مارکت اصلی برای موسیقی شکل گرفته و کارها داره درست پیش میره و طبیعتاً طی شکل گیری چنین سیستمی بی نظمی هایی ممکن هست بوجود بیاد که قطعاً زمان همه چیز رو درست خواهد کرد و در نهایت هرکسی در جای درست خودش قرار خواهد گرفت.

■در محافل ادبی و مرتبط با این عرصه تا به حال مشارکت داشتید؟

خیلی کم پیش اومده،فکر می کنم تنها در چند شب شعر که سید احمد حسینی عزیز که کارهاشون رو به شدت می پسندم برگزار می کردند شرکت داشتم.

■از شاعرانی که مشغول فعالیت هستند،شعر و سبک چه کسانی رو می پسندید؟

من به قلم حسین صفا که با محسن چاووشی عزیز بارها همکاری داشته به شدت علاقه مند هستم.
همچنین کارهای علی اکبر یاغی تبار،سید مهدی موسوی و آرش معدنی پور که از دوستان عزیزم هستند رو هم دوست دارم و همیشه پیگیری می کنم.

■حرف آخر…

تشکر می کنم از شما و همکارانتون بابت برقراری این ارتباط.

برچسب ها
تبلیغات