اجرای پایانی ققنوس/کنسرت با نمایش،یا نمایش با کنسرت؛مسأله این است
نویسنده خبر : احسان احمدي
خلاصه خبر : گزارش اختصاصی گنجا از پنجمین اجرای جشنواره موسیقی ققنوس - کنسرت-نمایش سالار عقیلی و مهیار علیزاده
متن خبر :

/Image/News/06.97/concertepajooheshi/salaraghili/salar.jpg

 

جشنواره ققنوس ۹۷ به ایستگاه پایانی خود رسید.اجرایی که در نگاه اول شاید نوید متفاوت ترین اجرای این دوره را به مخاطب میداد.قرار گرفتن نام مهیار علیزاده در کنار صدای بی بدیل موسیقی وطن یعنی سالار عقیلی،همچنین نمایشی با حضور مارال فرجاد و پویا امینی؛همه و همه هیجان زیاد را به مخاطب القا میکرد و به قولی،بهترین برای آخرین شاید بهترین عبارتی بود که در ذهن همگان نقش می بست.

آخرین شب ققنوس با تاخیر کمتری نسبت به شب های ما قبل آغاز شد.
در داخل سالنی که به دلیل استقبال بی نظیر هواداران با کمترین صندلی خالی روبرو بود،اولین ویژگی چشم نواز آن طراحی صحنه ی متفاوت این برنامه بود که تحت الشعاع اجرای نمایشی آن قرار گرفته بود.
این برنامه از چهار پرده نمایش تشکیل شده بود که رضا موسوی کارگردانی آن را بر عهده داشت،که داستانی عاشقانه در قرنی گذشته را روایت میکرد اما با فضا و طراحی ای کلاسیک که حال و هوای نمایش های broadway را برای بیننده تداعی میکرد.این نمایش با مضمونی عاشقانه اما تلخ روایت می شد.اکثر صحنه ها به صورت مونولوگ روایت می شد،در حالیکه در مواردی هر دو بازیگر در صحنه قرار داشتند.همچنینروایت ها از دو نگاه اتفاق می افتاد.نگاه زنی که با تمام وجد عشق را در میان کوچه و پس کوچه های تاریک وجود جست و جو میکرد و نگاه مردی که برای رسیدن به عشق زندگی خود،مصائب زیادی را پشت سر گذاشته بود و باگذشتن از سدهایی نظیر سربازی آن هم در بحبوحه جنگ،تازه با بزرگترین سد زندگی خود یعنی خانواده سنتی دختر روبرو می شد.
با توجه به این که پویا امینی در واپسین لحظات اجرا به این برنامه اضافه شده بود،شاید بتوان ایگونه تصور کرد که تیم سازندگان نمایش برای واضح تر کردن برخی بخش های این برنامه تصمیم به اضافه کردن نقش در آن گرفته اند که در پاره ای از اوقات حتی این نیاز هم حس میشد،اما در مواردی هم این سوال در ذهن مخاطب ایجاد میشد که این برنامه کنسرتی برای نمایش است یا نمایشی برای کنسرت؟

با توجه به اینکه کنسرت-نمایش ها در موسیقی سنتی و کلاسیک ایرانی کم کم به سمت فراگیر شدن پیش میرود،خوانندگانی زیادی به این سمت حرکت میکنند و سعی در برگزاری چنین برنامه هایی دارند.
اما نام کنسرت-نمایش زمانی استفاده میشود که این دو عامل دست به دست یکدیگر دهند و اثری متفاوت خلق کنند اما در بیشتر موارد شاهد این هستیم که موسیقی و نمایش به صورت جدا از هم در برنامه عمل میکنند و تنها در مواردی معدود با مضمونی نزدیک در کنار هم حرکت میکنند.یعنی در ابتدا نمایش نوشته میشود یا بالعکس تصمیم به برگزاری کنسرت گرفته میشود سپس نمایشنامه یا خواننده ای متناسب با آن انتخاب میشود و برنامه به روی صحنه میرود.
در این برنامه ما با مجموعه ای اتفاقات روبرو بودیم که هرکدام به صورت جداگانه برای مخاطب جذاب بودند.یعنی مونولوگ ها به صورت جداگانه و با نوای پیانو جذابیت های زیادی برای تماشا به مخاطب عرضه میکردند.طراحی صحنه و لباس در نوع خود بسیار جالب توجه و انتزاعی به نظر میرسید.بازی های بازیگران به نسبت قابل قول بودند اما در مواردی بازی مارال فرجاد حس لازمه را به مخاطب منتقل نمیکرد.همچنین موسیقی سالار عقیلی در این برنامه یک اجرای بی نظیر را با سازبندی ای کلاسیک و تنظیم هایی ارکسترال که توسط مهیار علیزاده انجام شده بود،برای مخاطب رقم میزد.اما به طور کلی این برنامه را اگر به صورت تکه ای و قسمتی نگاه میکردیم جذابیت های زیادی برای مخاطبان به صحنه می آورد ما در یک نگاه کلی و به صورت یک پیکره واحد نمی توانستیم به آن انگاه مثبتی داشته باشیم چون موسیقی و نمایش به صورت پیوسته در خدمت هم حرکت نمیکردند و به غیر از موسیقی متن نمایش،اجرای سالار عقیلی به شکلی چند پاره به اجرا افزوده شده بود.این مورد حتی در قطعات پایانی اجرا به وضوح خودنمایی میکرد،زمانیکه مهیار علیزاده در هنگام اجرای قطعاتی که ساخته ایشان نبود صحنه را ترک کرد و فضای دیگری بر اجرا حکم فرما شد.

اما ذکر نکته ای در رابطه با اجرای سالار به شدت حائز اهمیت است،آن هم این است که سالار عقیلی همواره روی مرز موسیقی سنتی و کلاسیک ایرانی حرت کرده و مخاطبانی از هر دو قشر را حامی خود دارد.در این برنامه به فراخور اجرا و فضای آن از حال سنتی صدای سالار (متناسب با زمان روایی داستان) و از حال کلاسیک موسیقی عقیلی و علیزاده متناسب با فضای روایی داستان بهره گیری شده بود.

در این برنامه عقیلی قطعاتی را به روی صحنه برد که عمدتا از ساخته های مهیار علیزاده بود.این قطعات به ترتیب نظری کن،بگو کجایی،نوبت تنهایی و راز نام داشتند.همچنین قطعات دیگری نیز در خلال و پایان اجرا به روی صحنه رفتند که یه ترتیب ساخته های فرید سعادتمند،روح الله خالقی و بابک زرین بودند.این قطعات حانیه،خوشه چین و ایران نام داشتند که به جد از پرطرفدارترین قطعات کارنامه هنری سالار عقیلی در سالیان گذشته بودند.همچنین پایان بخش برنامه هم تصنیف زیبای وطن(ایران جوان) نام داشت که تماشاگران به افتخار ایران و ایرانی ایستاده این قطعه را نظاره گر بوند.

اعضای گروه نوازندگان عقیلی را در این برنامه سایوری شفیعی‌(کلارینت)،پدرام فریوسفی(ویلون)،امین غفاری(ویلون آلتو)،مهیار طهماسبی(ویلون سل)،فرشید پاتینیان(کنترباس)،پیمان حاتمی(گیتار الکتریک)،بهنام ابوالقاسم(پیانو و سرپرست آنسامبل) و مهیار علیزاده(کیبورد و الکترونیک)
تشکیل میداند.در این برنامه علیرغم ذکر شدن نام حریر شریعت زاده به عنوان نوازنده پیانوی ایرانی و بهتاش ابوالقاسم به عنوان نوازنده پرکاشن در بروشور های برنامه ایشان در صحنه حضور نداشتند و ساز درامز روی صحنه قرار داشت.همچنین گروه کُر تنال این برنامه به سرپرستی میلاد عمرانلو به روی صحنه حاضر بودند.

روی هم رفته اجرای شب پایانی،علیرغم نکات بارزی،دلنواز و قابل بحثی که به صورت قسمت به قسمت در آن جاری بود،اما نمیتوانستیم آن را به شکلی واحد در نظر بگیریم.امید است در آینده ی نزدیک اجراهای کنسرت-نمایش از حالت مستقل خارج و به پیکره ای واحد تبدیل شوند زیرا در حال حاضر بیشتر فضای دو فیلم با یک بلیط را برای مخاطب تداعی میکنند تا یک اثر هنری فاخر.

اولین دوره جشنواره ققنوس با افت و خیزهای فراوانی برگزار شد.علیرغم مشکلات و مسائل فنی و موارد و مشکلات هنری این برنامه ها وجود چنین جشنواره هایی کمک شایانی به اعتلای موسیقی در کشور خواهد کرد.هدفی که تمامی عوامل این برنامه و عواملی از این دست به سختی دنبال میکنند.امیدواریم در آینده شاهد جشنواره هایی با حضور هنرمندان نام آشنای موسیقی جهان در کشور باشیم تا موسیقی ایرانی به سایر مرزهای جهان به شکلی شایسته و درخور شناسانده شود.آرزویی که محمد حسین توتونچیان(مدیریت عامل شرکت ققنوس) هم نوید آن را در دوره بعدی این جشنواره به علاقه مندان موسیقی داده است.
کنسرت علیرضا طلیسچی خواننده پاپ شب گذشته ۱۴ شهریور طی دو سانس در برج میلاد برگزار شد.
با توجه به حضور اخیر طلیسچی در برنامه خندوانه این کنسرت مورد توجه مخاطبان زیادی قرار گرفته بود.
این اجرا که به همت موسسه نوای سپند روی صحنه رفت از استاندارد های خوبی برخوردار بود اما همچنان و پس از اجراهای پی در پی طلیسچی مشکلات و مواردی در صدا و خروج از ریتم دیده میشد.اتفاقی که کم کم به یک عادت در میان اجراهای پاپ تبدیل می شود.
این سوال مطرح است که به راستی تا چه زمانی باید شاهد اینگونه موارد باشیم.این مورد تنها مختص کنسرت های پاپ نیست و اینگونه میتوان بیان کرد که در کمتر برنامه ی موسیقی ایرانی این روزگار کشور شاهد آن نیستیم

 

تبلیغات