متن ترانه امیرعلی عزیزی غریبه یه غریبه اومد از راه با من اشنا شد
با تموم خستگی هاش با من همصدا شد
خونه ی دل از محبت گرم و با صفا شد
به غرور گذشته رسیدم
به هوای گذشته پریدم
چی بگم
ندونستم که غریبه
هرچی باشه یه غریبس
ندونسته دلمو به غریبه سپردم
اون غریبه رو ساده شمردم
گول چشم سیاهشو خوردم
رفت از این شهر که دلم رو به خون بکشونه
جون من رو به لب برسونه
جای دیگه اتیش بسوزونه
ندونستم که غریبه هرچی باشه یه غریبست
ندونستم
ندونستم که غریبه یه غریبست
ندونسته دلمو به غریبه سپردم
اون غریبه رو ساده شمردم
گول چشم سیاهشو خوردم
رفت از این شهر که دلم رو به خون بکشونه
جون من رو به لب برسونه
جای دیگه اتیش بسوزونه
ندونستم که غریبه هرچی باشه یه غریبست
ندونستم
ندونستم که غریبه یه غریبست