متن ترانه سینا فلاح زاده مثل طوفان مثل طوفان بود اما در دل دریا نمرد
قوی زیبا بود اما هیچ هم زیبا نمرد!
در دل تکرارها خود را به کشتن داد و رفت
مثل شیری زخمی از انبوه پیکان ها نمرد
پیش پایش نسلی از همخانه هایش سوختند
گرچه تنها زیست اما عاقبت تنها نمرد
هر شب در خلوتش با زندگی جنگیده بود
هر شب در آینه پایان خود را دیده بود
با ابرها بر دشت شب باریده بود
از لحظه پایان خود ترسیده بود
روز و شب می خواست خود را غرق دریاها کند
غرق تنهایی خود شد مدتی... اما نمرد
رفت اما چون مگس از عرصه ی سیمرغ ها
مرد اما چون فلق بر دامن فردا نمرد
هر شب در خلوتش با زندگی جنگیده بود
هر شب در آینه پایان خود را دیده بود
با ابرها بر دشت شب باریده بود
از لحظه پایان خود ترسیده بود
دلنشین با متنی زییا و عمیق
بسیار زیبا. وقتی متوجه شدم این شعر در سوگ سایه عزیز سروده شده خیلی بیشتر به دلم نشست. حقیقتا که حق مطلب رو در حق این قوی زیبا بیان کردید. مرحبا