متن ترانه اقبال حبیبی حیف من دلم تنگ میشه واست
توی این شبای تاریک
دلم به رویات نزدیک
شونه هام محرومن از
دستای گرمت
تو خودت رفتی و اما
رد پاهای تو پیداست
هرجای دنیا که باشی
تا ابد جای تو اینجاست
من موندم و یه دل تنگ
دلت شده شبیه سنگ
چشات میکنه با همه جنگ
حیف تو موندی و تنهاییات
امون از اون لجبازیات
دلم میمیره هنوز برات حیف
من اگه ادامه میدم تورو
واسه اینه که دلم پیش توئه
مثل ماهی گرفتار توی تور
لحظه هام دچار تشویش توئه
هرچقدر حالمو بدتر کردی
باز دلم میخواست بهم برگردی
پشت اون نقاب بی تفاوتیت
برق تو چشماتو پنهون کردی
من موندم و یه دل تنگ
دلت شده شبیه سنگ
چشات میکنه با همه جنگ
حیف تو موندی و تنهاییات
امون از اون لجبازیات
دلم میمیره هنوز برات حیف