متن ترانه آریا امجد غروبمن تورو نبينمم تو فكرتم
اينكه از چاله تو چاه افتادنه
اومديم شد من ازت حرف نزنم
عشق تو بخوام نخوام تو سينمه
من اگه نگم بهت چشام ميگه
اينكه بدتره بهت خيره میشم
من فقط وقتي كه نزديك توام
ميتونم نفس راحت بكشم
مثه بارون تو تابستون
مثه برفي تو جنوب
بي تو دلگیرم و مُرده
مثه جمعه ها غروب
مثه بركه توي دشتي
مثه پاييزاي رشت
مثه خون عشقت تو قلبم
رفت و ديگه برنگشت
جون بخوای من که میگم باشه به تو
کاش بگی چه شكلي ام به چشم تو
اونقدَر غرق خيالاتم باهات
آخرش شاعر ميشم از عشق تو
مثه بارون تو تابستون
مثه برفي تو جنوب
بي تو دلگیرم و مُردم
مث جمعه ها غروب
مثه بركه توي دشتي
مثه پاييزاي رشت
مثه خون عشقت تو قلبم
رفت و ديگه برنگشت