متن ترانه امید شکیبی و پی وان تنهایی درست مثل یه آواره که هر روزش رو تکراره
قد یه لحظه تاریکی ازم دست برنمیداره
درست مثل یه دیوونه شبا تا صبح بیدارم
خودت میشناسی میدونی من از تنهایی بیزارم
چشام با گریه درگیره ولی گریم نمیگیره
شدم محکوم تنهایی که از این زندگی سیره
تو هم درمون و هم دردی تو دنیامو عوض کردی
هنوزم من دوست دارم امیدوارم که برگردی
من و رها کن امان از این کابوس
نزار گم شم تو اقیانوس تنهایی
من و رها کن از این کابوس
از این حس رفتن به کابوس تنهایی
اونی که میخواستم دیگه الان رفته
حالا من و تنهایی اره بفهم سخته
بفهم سخته که روبه روم باشی
من اینجام ولی پیش اون باشی
چشم تو چشمیم و اما هنوز کاشکی
واسه رابطمون یه تایمی داشتیم
که بشیم مث قدیما حرف و حدیثا و ال و بل و
بغلیم هدفمی لش رو تختم
مشروبم هست
میای پیشم میگی من معشوقتم
معشوقمی اما چرا پیشمی انقد فاز غمی
ببین من و دپرس کردی
با کارات من و هی فس کردی
ولی خوب توهم خوش باش باکارات
وهی بکن فش کش هی مارو هی
درست مثل یه کشتی که بدون ناخدا مونده
گرفتار یه طوفانم که تو تنهای جامونده
دیگه خستم از تکرار از این زندون از این دیوار
از این سردرگمی ها از این تنها شدن هر بار
تموم درد من اینه چرا از چشم تو افتاده
کسی که پای عشق تو تموم هستیشم داده
تو هم درمون و هم دردی تو دنیامو عوض کردی
هنوزم من دوست دارم امیدوارم که برگردی