متن ترانه سید علی ضیاء میرسی اخم میکنی
که چرا باز بوی سپند می آید
چه کنم با وجود این همه چشم
به وجودت گزند می آید
به جونن میکشد سرو کارم
به جونن میکشد سرو کارم
کوچه از جیک جیک لبریز است
میرسی و زبان گنجشکان با ورود تو بند می آید
میرسی مثل سرو در رفتار
چشم ها خیره میشود انگار
که به جنگ قبیله ی قاجار
لطفعلی خان زند
میرسی و هوای فروردین
جای باران گلاب میبارد
از هوای گرفته ی اسفند
برف نه حبه قند می آید
باز زیبایی جهان کم شد
باز زیبایی جهان کم شد
باز تقصیر توست
میبخشی بار ها گفته اند
اهل نظر به تو موی بلند می آید
دست های تو را که میگیرم
دست وقتی که م
کشی از من
بر لب پاسبانو دست فروش
بازهم نیشخند می آید
احتمالا دوباره شاعر
کی آمده شهرمان غزل خوانده
احتمالا دوباره شاعر
کی آمده شهرمان غزل خوانده
که به چشمت یکی دو ماهی هست
شعر من ناپسند می آید
احتمالا دوباره شاعر
کی آمده شهرمان غزل خوانده
که به چشمت یکی دو ماهی هست
شعر من ناپسند می آید