متن ترانه حمید فیروزدهقان دریا دریا من پرنده ای گم گشته در بادم
قصه ی گلایه وارم رو گریه وار می خوانم
ای شاعر همیشه عصیانی با هر خروشت
دردهایم را با گریه می سرایم
ای روح رگبار بارانها
من صدای بغض بارانم
دلم از این دورنگی ها گرفته
که سر بر سینه ی دریا می بارم
اعتبار روزهای بارانی از غصه ها سرریزم
رهایم کن از این تکرار که من غروب غمگینه پاییزم
دریا من پرنده ای گم گشته در بادم
قصه ی گلایه وارم رو گریه وار می خوانم
ای شاعر همیشه عصیانی با هر خروشت
دردهایم را با گریه می سرایم
ای روح رگبار بارانها
من صدای بغض بارانم
دلم از این دورنگی ها گرفته
که سر بر سینه ی دریا می بارم
اعتبار روزهای بارانی از غصه ها سرریزم
رهایم کن از این تکرار که من غروب غمگینه پاییزم
دریا من پرنده ای گم گشته در بادم
قصه ی گلایه وارم رو گریه وار می خوانم
ای شاعر همیشه عصیانی با هر خروشت
دردهایم را با گریه می سرایم
ای روح رگبار بارانها
من صدای بغض بارانم
دلم از این دورنگی ها گرفته
که سر بر سینه ی دریا می بارم
اعتبار روزهای بارانی از غصه ها سرریزم
رهایم کن از این تکرار که من غروب غمگینه پاییزم