متن ترانه حسین طلوعی تنها اومدم باز کن چشماتو تا ببینی تنها اومدم
آخر بدونه تو قید یه دنیا رو زدم
ای کاش نمیگیرفتم تو رو از خاطره هام ب
ا درد همخونه ام من تو کجایی من کجام
باز کن پنجره ی رو به خیابونو ببین
بارون چه جوری میباره رو دستای زمین
گرماش با تنه نیمه جون و یخ بسته
ی من با من تویه خیابونه بلند قدم بزن
من تو رو اندازه ی قطره های بارون دوست دارم
برای دیدنه چشات چشم روی هم نمیذارم
دور شدم اما نتونستم تو رو از یاد ببرم
بی تو من از قشنگیای زندگی بی خبرم
کاش که تو ببخشی منو کنار
تو بودنو دوباره من حس کنم
کاش بگی بازم با همیم مثله
روزای قدیم بشی عاشقه خودم
من تو رو اندازه ی قطره های بارون دوست دارم
برای دیدنه چشات چشم روی هم نمیذارم
دور شدم اما نتونستم تو رو از یاد ببرم
بی تو من از قشنگیای زندگی بی خبرم