متن ترانه بهزاد آذرسام طلسم خستم دلمو به غم ها بستم جز تو به هیشکی دل نبستم
حالا تو تنهایی نشستم دارم به حال و روزمون میخندم
نیستی باز حال من خرابه قلبم داره میشه تیکه پاره
چشمام همش تو انتظاره دلم همش واسه تو بیقراره
بسه دیگه خسته شدم دروغ گو اسمون قلب تو بی فروغ بود
بهم میگفتی عاشق منی تو دور و ور تو همیشه شلوغ بود
قسم میخوردی عاشق منی تو تو پاره ی تن و مال منی تو
چرا دوسم نداری تو عزیزم هنوزم به طلسم تو اسیرم
توی روز های سخت من همیشه با خنده هات طبر زدی به ریشه
جواب خوبی هامو با چی دادی مثل منو تو زندگیت نداری
حرف های اخرم واست همینه پشتمو خالی کردی تو همیشه
میگذرم از گناه تو بدونی همیشه توی قلب من میمونی
بسه دیگه خسته شدم دروغ گو اسمون قلب تو بی فروغ بود
بهم میگفتی عاشق منی تو دور و ور تو همیشه شلوغ بود
قسم میخوردی عاشق منی تو تو پاره ی تن و مال منی تو
چرا دوسم نداری تو عزیزم هنوزم به طلسم تو اسیرم