متن ترانه علی قشقایی گلوله دوباره تو رویا روبروم هستی
دوباره گوشه ی ذهنم نشستی
با اینکه میبینی اشک چشامو
ولی رو گریههام چشماتو بستی
تو چجور آدم بی رحمی هستی
زدی غرورِ یه آدمو شکستی
تو منو کشتی زیر رگبار حرفات
تو احساس منو به گلوله بستی
چشاتو بستی و رفتی و داغونه حالم
الان سه ساله توو تنهایی دارم می نالم
خسته نمیشه که این دل ساده و بی عار
نمی دونم چرا هنوز دوست دارم
دوباره تو رویا روبروم هستی
دوباره گوشه ی ذهنم نشستی
با اینکه میبینی اشک چشامو
ولی رو گریههام چشماتو بستی
تو چجور آدم بی رحمی هستی
زدی غرورِ یه آدمو شکستی
تو منو کشتی زیر رگبار حرفات
تو احساس منو به گلوله بستی
چشاتو بستی و رفتی و داغونه حالم
الان سه ساله توو تنهایی دارم می نالم
خسته نمیشه که این دل ساده و بی عار
نمی دونم چرا هنوز دوست دارم
دوباره تو رویا روبروم هستی
دوباره گوشه ی ذهنم نشستی
با اینکه میبینی اشک چشامو
ولی رو گریههام چشماتو بستی
تو چجور آدم بی رحمی هستی
زدی غرورِ یه آدمو شکستی
تو منو کشتی زیر رگبار حرفات
تو احساس منو به گلوله بستی
چشاتو بستی و رفتی و داغونه حالم
الان سه ساله توو تنهایی دارم می نالم