متن ترانه تیسا توهم تو پایان فصلی تو پاییزی
من آغاز برف زمستونم
دلت لبریزه اون حرفاست
که من نشنیده میدونم
بزار من بگم حرف قلبت رو
که احساس تو بندو از قبل
تو آسوده بشکن سکوتت رو
بگو آخرین حرفتو اول
به احساست نیازی نیست
اگه عشقت توهم بود
چقدر سخته بفهمی که
رویاهات توهم بود
منو این زخم بی غم
منو حسای پوشالی
از این دیوونه و حرفاش
چه بی اندازه بیزاری
از این قصه بدجور آشوبم
که پایانش هست اولش پیداست
نگاه تو سمت یکی دیگه است
اما حواست هنوز اینجاست
نمیزاری این درد کمتر شه
نمیزاری از تو دلم رد شه
میون دل و عقل فرقی هست
نمیخوام ازت حست عادت شه
به احساست نیازی نیست
اگه عشقت ترهم بود
چقدر سخته بفهمی
که رویاهات توهم بود
منو این زخم بی غم
منو حسای پوشالی
از این دیوونه و حرفاش
چه بی اندازه بیزاری