متن ترانه حامد سیفی پور یه جای پرت جز حرف عاشقانه برای تو در این شبها نخواهم داشت
شک ندارم که تا باقی عمر لحظه هایی چنین زیبا نخواهم داشت
بگذار بگذار دقایقی را که در کنار توام قدر بدانم چون که فرصتی
نابتر برای غزل گفتن در این دنیا نخواهم داشت
من تو را همون گونه که هستی بی کمو کاست پذیرفته ام
من برای خواستن تو دلیل و شاید و اما نخواهم داشت
گذشته ی من روزگاریست که مربوط میشود به خودم
من هم قصد واکاوی گذشته ی تو را نخواهم نداشت
از زمان بودن در کنار هم در نبود تو اگر کج روم
بی تعارف چشم در چشم تو جرات هاشا نخواهم داشت
بیا بیا که تا دور از چشم همه تا لب دریا برویم
میدانم خاطره سازتر از این قدم زدن در ساحل دریا نخواهم داشت
اگر لحظه ای آغوش تو نباشد در آغوش دریا غرق خواهم شد
چون بی اغرارق بدون تو هیچ امیدی به فردا نخواهم داشت
قول میدهم قول میدهم در خلوت شب
جز حرف عاشقانه برای تو در این شبها نخواهم داشت
شک ندارم که تا باقی عمر لحظه هایی چنین زیبا نخواهم داشت
بگذار بگذار دقایقی را که در کنار توام قدر بدانم چون که فرصتی
نابتر برای غزل گفتن در این دنیا نخواهم داشت
من تو را همون گونه که هستی بی کمو کاست پذیرفته ام
من برای خواستن تو دلیل و شاید و اما نخواهم داشت
گذشته ی من روزگاریست که مربوط میشود به خودم
چه کار خوشگلی بود