متن ترانه فرشاد شکوری بده حالم میزد حرفاشو بهم ولی از ته دلش نه
می خواست راضیم کنه که نرم جایی و
بمونم پیش دلش
بودش همدم شبهام نشد از فکرش درام
حالا که اونو می خوام و نیستش و
تنگ میشه این دلم براش
با اینکه رفته و نیستش با من
شب و روز واسش بد حالم
کاشکی برگرده و باشه با من
کاشی که با دلم باشه واقعا
با اینکه رفته و نیستش با من
شب و روز واسش بد حالم
کاشکی برگرده و باشه با من
کاشی که با دلم باشه واقعا
شاید اگه منو میفهمید یه روز
عاشقم میشد با دلم میموند
بعد رفتنش یه دیوونه شدم
که نمیتونم خاطراتو فراموش کنم
باشه من میرم که بهتر شه
رابطه پیش اون دوباره محکم شه
ولی بدون این حق دل من نبود
که بزاری بری حسم کم شه
با اینکه رفته و نیستش با من
شب و روز واسش بد حالم
کاشکی برگرده و باشه با من
کاشی که با دلم باشه واقعا
با اینکه رفته و نیستش با من
شب و روز واسش بد حالم
کاشکی برگرده و باشه با من
کاشی که با دلم باشه واقعا