متن ترانه ماهور ماه رقصان تو بارون وقتی میرفتی چو ماهی
که از برکه گذر کرده به راهی
غزل خوان مثل تو رقصان
سوار موج این طوفان
رود سوی نشانی
نگاهت می کنم اما چو دریا
که غرق حسرت اون ماه زیبا
خیالش میبرد او راه
به رویایی که آن مه را
به بالینش ببیند
منم دریای طوفان
که از عشق تو بی تاب
تویی آن ماه رقصان
نگاهت نیست بر من
خیالت را بگیر از من
که دیگر دل ندارم من
ببینم روی ماهی را
که طوفان کرده قلبم را
نشان چشم تو سوی که باشد
به هرجا بنگرد غم می شکارد
و تویه چشم تو انگار
چو ماه اسمان امشب
چه طوفانی به پا کرد
منم دریای طوفان
که از عشق تو بی تاب
توی آن ماه رقصان
نگاهت نیست بر من
خیالت را بگیر از من
که دیگر دل ندارم من
ببینم روی ماهی را
که طوفان کرده قلبم را
تو بارون وقتی میرفتی چو ماهی
که از بر که گذر کرده به راهی
غزل خوان مثل تو رقصان
سوار موج این طوفان
رود سوی نشانی
نگاهت می کنم اما چو دریا
که غرق حسرت اون ماه زیبا
خیالش میبرد او راه
به رویایی که آن مه را
به بالینش ببیند