متن ترانه حسین زاهدی بد کرد بد کرد عشقو علاقمو رد کرد
قلبم با جای خالیشم سر کرد
حتی مهم نبود برات اینهمه اشک چشام
میری دور میشی لحظه به لحظه از خاطره هام
رد شو برو از کنارم دیگه بسه نمیخامتو
من شدم خسته از این عشقه پر دروغو نیرنگ
دیگه نمیخاد دلم باز که خامت شه
چه کارایی کردم که ثابت شه تو این رابطه نبودی یکرنگ
بهت گفته بودم که روت حساسم
خیال کردی جز تو کسی نیست واسم
با اینکه میدونستی دوست داشتم
گذاشتی تو باز پا روی احساسم
تو دورم زدی پیشه کی خوبه حالت
یه روز تنها میشی میره از کنارت
میفهمی عشقی که دسته تو داده بودم
تو هرگز نمیبینی حتی تو خوابت
رد شو برو از کنارم دیگه بسه نمیخامتو
من شدم خسته از این عشقه پر دروغو نیرنگ
دیگه نمیخاد دلم باز که خامت شه
چه کارایی کردم که ثابت شه تو این رابطه نبودی یکرنگ