متن ترانه حمید غلامعلی فرصت با من سفر نکرده اید اگر از من نظر نکرده اید
اگر بر من نظر نکرده اید اگر بیابیا
که فرصتی برای عاشقی نمانده
برجان غمه تو را خریده ام
عمری که در پیت دویده ام
بی تو به نا کجا رسیده ام
بیابیا که فرصتی برای عاشقی نمانده
نیستی چراغ خانه ام که خاموش ام
بی تو به دست بادمو فراموشم
راهی که دوری از هوای آغوشم
کناره تو ترانه مینوشم
تب تو را گرفته تن پوشم
روزی اگر هوای کوی من کردی
باید به قلب من شبانه برگردی
توی که تا همیشه همگردی
کناره من بمان که عاشقانه عاشقت باشم
ما که اسیر هم شدیم و آزادیم
حالا که بی بهانه غرق هم دادیم
به قلب هم به یک نگاه ساده افتادیم
کناره من بمان بگو که همدم دقایقت باشم
نیستی چراغ خانه ام که خاموش ام
بی تو به دست بادمو فراموشم
راهی که دوری از هوای آغوشم
کناره تو ترانه مینوشم
تب تو را گرفته تن پوشم