متن ترانه عابد بهرامن شهزاده ی غمگین نگاهم میکنی اما به من چشم تو مومن نیست مث ِ خوابی و میدونم پریدن از تو ممکن نیست یه عطری از تو جامونده که می باره که می پیچه یه تصویری ازت دارم که رویا پیش اون هیچه چشامو رو خودم بستم نپرسیدم چرا رفتی نمی دونم نمی دونم مسیر ُ تا کجا رفتی نمی دونی دم رفتن چه بغضی تو گلوم پژمرد یه حرفایی رو باید زد یه حرفایی رو باید مُرد آهای شهزاده ی غمگین هزار و یک شب آشوبم دروغ تازه مو بشنو تو خوب باشی منم خوبم
اصلاح بفرمایید: عابد بهرامن، شهزاده ی غمگین