متن ترانه محمد زاهدى حِسم كل شهرُ قدم زدم باهات تويه خيالم
بيا اين ديوونه رو در بيار از فكر عذابت
تو همونى كه واگير داره حس چشات
هرجا كه برم بازم دلم تورو ميخواد
من كه حساسم روى تو
ديونه ميشم بدون تو
بيا پيش من دوباره
به دل من بگو اره
حسم بهم دروغ نميگه تو بايد بامن بمونى
هركى هرچى ميخواد بگه تو واسم عزيز جونى
بودن تو واسه من به همه دنيا مى ارزه
من اسير تو شدم تو منو ببين يه لحظه
عشق واست بازيه
دنيات شده حاشيه
دنياى من بعد تو
همش پوچ و خاليه
اشك تو چشمام جاريه
برگرد ديوونه اين مرد بى تو روانيه
تو رفتى با اون
من موندم داغون
تو با اون آروم
قدم ميزنى زير بارون
منو خاطره هامون
حسم بهم دروغ نميگه تو بايد بامن بمونى
هركى هرچى ميخواد بگه تو واسم عزيز جونى
بودن تو واسه من به همه دنيا مى ارزه
من اسير تو شدم تو منو ببين يه لحظه