متن ترانه رضا ولی پور سیاه روزگارم سياه روزگارم زمستونم سفيده
دستات توي دستام ميخواد كه بميره
بعد هر زمستون يه روزي بهاره
روزاي خوش من به فكر فراره
روزاي بد من تمومي نداره
بازم تو وجودم يه حسي مي ناله
ميگه از كسي كه اونو جا ميزاره
مگه از زمونه فقط سهمش اينه
كه توي جاي خاليش بسوزه بميره
ميشينم يه گوشه بازم تو خيالش
ميشم مثل ابري كه دائم مي باره
اگه بارون بباره دل من چه بيقراره
صداي شرشر بارون تورو ياد من مياره
منو اين حال پريشون رفتن تو بي بهونه
همه فصل ها با وجودت واسه من مثل بهاره
عالیه