متن ترانه رضا رزم آرا ناسپاسی از اون موقع که بعضیا خود شون رو خدا دیدین
ضعیفا که زمین خوردن به اشک هاشون می خندیدن
از اون وقتی که این آدم به سیبی جنت رو پس داد
تو دنیا واسه گندم کشیدن خنجر و فریاد
همون روزی که توی خاک به نا حق بچه ای میمرد
همون وقتی که تو دنیا تموم خنده ها پژمرد
درست وقتی دل ام خونه
ولی پیش تو آروم ام
همین لبخند ایمان رو به دستای تو مدیون ام
همون وقتی که تو خونه بجای خنده دعوا بود
به جای سقف هر خونه یه آور از بدی ها بود
همون وقت که برای ما نخندیدن یه عادت شد
به جای عشق و آزادی تو دنیا هتک هرمت شد
از اون روزی که تو این دنیا داره وارونه می چرخه
همون روزی که هر آوا همیشه آخرش تلخه
درست وقتی دل ام خونه
ولی پیش تو آروم ام
همین لبخند ایمان رو به دستای تو مدیون ام
همون وقتی که تو خونه بجای خنده دعوا بود
به جای سقف هر خونه یه آور از بدی ها بود