متن ترانه علی بیگ بند باز مثل اون بندباز خسته جونی
که بند نازک قلبش بریده
مثل کوهی که در حال سقوطه
مریضی که جواب رد شنیده
فقط چشم انتظار روز مرگی
مثل روزی که نزدیک غروبه
ولی لبخند تلخی رو لباته
که اینجوری بگی حال تو خوبه
تموم آیینه های شهر میگن
که این تصویر در حال زواله
میخوای برگردی اما خیلی دیره
از این بیراهه برگشتن محاله
داره پیغام رفتن مینویسه
کسی که بودن تو زندگیشه
همون که بود تو زندگیشه
ی روزی رفتنش مرگ تو میشه
باید پنهون کنی پشت غرورت
شکستی رو که فردا در کمینه
نباید چشم غمگین پرنده
سقوط برج تنهاشو ببینه
بزار تا آخرین تصویر بودن
تو باغ باورش لبخند باشه
اگر چه این سقوطی ناگزیره
بزار دستش یه جایی بند باشه