متن ترانه فرزاد فرج پور دیوونگی رسوندی به اون جا که دل من تنهاست
ساکتم چون که شب من بی فرداست
از من دیگه چیزی نمونده چرا انقد دنیامون از هم دوره
آخه این دیوونگیه کی منو از قلب تو رونده
جز تو دیگه چیزی ندارم بدون تو دیگه دووم نمیارم
رفتنت دیوونگی بود قصه ی بیهودگی بود
از من دیگه چیزی نمونده چرا انقد دنیامون از هم دوره
آخه این دیوونگیه کی منو از قلب تو رونده
جز تو دیگه چیزی ندارم بدون تو دیگه دووم نمیارم
رفتنت دیوونگی بود قصه ی بیهودگی بود
رسوندی به اون جا که دل من تنهاست
ساکتم چون که شب من بی فرداست
از من دیگه چیزی نمونده چرا انقد دنیامون از هم دوره
آخه این دیوونگیه کی منو از قلب تو رونده
جز تو دیگه چیزی ندارم بدون تو دیگه دووم نمیارم
رفتنت دیوونگی بود قصه ی بیهودگی بود
از من دیگه چیزی نمونده چرا انقد دنیامون از هم دوره
آخه این دیوونگیه کی منو از قلب تو رونده
جز تو دیگه چیزی ندارم بدون تو دیگه دووم نمیارم
رفتنت دیوونگی بود قصه ی بیهودگی بود