متن ترانه رضا طاهری چی شده باز جون من پلک نزن اشکت منو دیوونه تر میکنه ها
تو بری یه عمر دلم توو این خونه تنهایی سر میکنه ها
چی شده باز
میخواستم خنده رو لب های ما باشه همیشه
ولی انگار نمیشه
میخواستم گریه هات از سر شوق باشه همیشه
ولی انگار نمیشه
واست به ابرا گفتم که ببارن
قطره ها رو صورتت بوسه بزارن
همه روز و شبا دعا میکردم
اگه دردی اومد تو باشی مرحم
یه جوری گرم چشماتم که خورشیدو نمیبینم
دل دیوونه ی من رو سپردی تو به کی بی رحم
تا بوی رفتنت اومد موهام رو به سفیدی رفت
الان آماده ام کامل که حتی تو بگی میرم
بگو بی رحم تمومش کن بیا رو راست تر باشیم
بلندش قصه مون تلخه بیا کوتاه تر باشیم
کنار هم بیا این قصه رو تو مثل من بذار بگذر
واست به ابرا گفتم که ببارن
قطره ها رو صورتت بوسه بزارن
همه روز و شبا دعا میکردم
اگه دردی اومد تو باشی مرحم