متن ترانه بهمن معروفی عروسک رفتی دوراتو زدی بازم که برگشتی پیشم
ولی دیگه دیر شده من مثل سابق نمیشم(۲)
مگه من عروسکم که هی باهام بازی کنی
دل تنهامو بازم با وعده هات راضی کنی(۲)
دیگه گول حرفای قشنگتو نمیخورم
برو راحتم بذار آخه من از گله پرم
یه روزی گفته بودم دلت داره پر میزنه
با منی اما نگات به هر طرف سر میزنه
گفته بودم یه روزی بازم میخوای بیای پیشم
اما اینو خوب بدون که دیگه راضی نمیشم
مگه من عروسکم که هی باهام بازی کنی
مگه من عروسکم که هی باهام بازی کنی
دل تنهامو بازم با وعده هات راضی کنی
حالا برگشتی بازم اما نمیخوام من تورو
ساکتو بردار و بی صدا از این خونه برو
مگه من عروسکم که هی باهام بازی کنی
دل تنهامو بازم با وعده هات راضی کنی(۲)
حالا برگشتی بازم اما نمیخوام من تورو
ساکتو بردار و بی صدا از این خونه برو
دیگه گول حرفای قشنگتو نمیخورم
برو راحتم بذار آخه من از گله پرم
یه روزی گفته بودم دلت داره پر میزنه
با منی اما نگات به هر طرف سر میزنه
گفته بودم یه روزی بازم میخوای بیای پیشم
اما اینو خوب بدون که دیگه راضی نمیشم