متن ترانه رضا آروین چند سال میگذره تو این لحظه این اتفاق محال تو این لحظه که روبروی منی
با اینکه حضور تو سهمم نشد هنوز آخرین آرزوی منی
چشات و نبند میخرم حالش و عذاب و غم و حسرتش مال من
بذار یه دل سیر نگاهت کنم چقدر تلخ و زیباست احوال من
نگات و ندزد از من عاشقت همین حال تلخم خرابش نکن
از اون خاطرات چند سال میگذره تو این چند سال و حسابش نکن
بذار عطر آغوشت و حس کنم من بی قرارو عذابم نده
نگو جای خالی من پر شده چرا توی این لحظه حالت بده
بدون این و عشقم اگر که تو هم
تو کابوس و رویات هوای منه
هنوزم از اشک تو به یادگار
یه دریاچه رو شونه های منه
بدون اینو که زندگی سخت بود
تو رفتی و من از تو خالی شدم
تو این لحظه این اتفاق محال
ببین امشب و من چه حالی شدم
نگات و ندزد از من عاشقت همین حالِ تلخم خرابش نکن
از اون خاطرات چند سال میگذره تو این چند سال و حسابش نکن
بذار عطر آغوشتو حس کنم من بی قرارو عذابم نده
نگو جای خالی من پر شده چرا توی این لحظه حالت بده