متن ترانه محمد خيراتى سایه تو داری میری کم کم میگذری
از حسی که دارم به تو به خاطر من نرو
که شاید یه روزی نباشی از این ترس
منو رها کن نمیتونم نمیشه بی تو نرو
میدونی پر از غرورم یه سایه همراه تو بودم
که با تو هر جایی میومد نه خسته میشد نه حرفی میزد
فراری نشو که سایه محاله از تو جدا شه همراته
میدونی پر از غرورم یه سایه همراه تو بودم
که با تو هر جایی میومد نه خسته میشد نه حرفی میزد
فراری نشو که سایه محاله از تو جدا شه همراته
حواست به راهی که میری پرته
یادت رفته خونه بی تو خونه نمیشه نرو
به عشقت میشه قدم زد هنوزم
میشه شروع کرد روزای خوبی رو تا تو نرو
میدونی پر از غرورم یه سایه همراه تو بودم
که با تو هر جایی میومد نه خسته میشد نه حرفی میزد
فراری نشو که سایه محاله از تو جدا شه همراته
میدونی پر از غرورم یه سایه همراه تو بودم
که با تو هر جایی میومد نه خسته میشد نه حرفی میزد
فراری نشو که سایه محاله از تو جدا شه همراته