متن ترانه اسکارفیس و احمد صفایی مرداب من دیگه خسته شدم از اینکه
کوچه به کوچه شهر و گشتم
دنبال چشمایی که تو عمقش
خیلی وقته دلمو گم کردم
باورش سخته برات اما من
واسه خوشبختی تو جنگیدم
چشمامو به روی حسم بستم
وقتی خوشبختیتو با اون دیدم
خنده هاتو رو لبم میذارم
تا کسی نفهمه از اشک سیرم
عشقتو همینجا جا میذارم
تا دیگه فکرت نیاد دنبالم
سهم من از زندگی چی بوده
غیر قبرستونی از ارزوهام
ای خدا خیلی ازت دلگیرم
عادلانه نیست اصلا این دنیات
خاطره های تو یه مردابه
که منو توی خودش حل کرده
بودنت کنار من هر لحظه
یه خیاله که روانیم کرده
من دیگه طاقت نداره قلبم
زیر پاهای غرورم له شه
وقتشه دیگه برم از اینجا
تا خیال خیلیا راحت شه
خنده هاتو رو لبم میذارم
تا کسی نفهمه از اشک سیرم
عشقتو همینجا جا میذارم
تا دیگه فکرت نیاد دنبالم
سهم من از زندگی چی بوده
غیر قبرستونی از ارزوهام
ای خدا خیلی ازت دلگیرم
عادلانه نیست اصلا این دنیات