متن ترانه ساس ولی گیرم از عشق نباید گله ای کرد ولی
یا چه میخواستماز عشق جز این درد ولی
خواستم تا بنویسم که پس از رفتن تو
خاطراتت چه بلایی سرم آورد ولی
آستین میکشم از شرم به چشمان خودم
اشک عار است برای رخ یک مرد ولی
گفتم این بار بهار امده تا برگردی
برگ ، برگم شد از این ثانیه ها زرد ولی
بی تو آرام ترین حادثه ها کشت مرا
دوست دارم که بگویم به تو برگرد ولی