متن ترانه معین الموت روزهای خوب روزهای خوب تو راهه راه های روبه روز
صورتت یه قرص ماهه خنده رو لبت بدوز
دوست داشتنی ترین چهره ی معاصری
باعث تمام شوق و لحظه های شاعری
صاف و شیک و پیک و تک بوی عطر تلخ و زل
میزنم به عرض ادب میرسم با یه دست گل
دوتا صاف شروع روزهای بهتریم
لای غول از این چراغ جادو در اومد پری
روز های خوب میرسن و صبح نزدیکه
نور در گوشم از قصه های بهتر میگه
پر خواهم کشید در هوای پاک خاک مادری
تو تو شروع این قصه های خوب و این باوری
طلای داره نور خدای خوب بلا به دور
دور میکنه خودش به شور و شوق مردمش
توو شب تو شعله ای شکل ماه و معجزه
دل به دریای تو تن بلرزه خربزه
تو تنم واضحه رد غم هاذا
این سند یه پازله تر و تازه توی باد
بسه فردا رو بشکنیم خواب شوم و
زیبای من با من بساز روز های خوب و
روز های خوب میرسن و صبح نزدیکه
نور در گوشم از قصه های بهتر میگه
پر خواهم کشید در هوای پاک خاک مادری
تو تو شروع این قصه های خوب و این باوری