متن ترانه امیر پرهام شب و من یه شب با خودم درد و دل کردم و
تمام جهان و دلم پیش رفت
نمی خواستم از من فراری بشی
دلم بی هوا سمت آتیش رفت
به داغی که این عشق آورده بود
نشستم تا دنیا خبر دار شه
مثل یوسف چاه فریاد زدم تا این
قصه مون حرف بازار شه
می دونستم اینجا همه زخمی اند
غم سینم و بی صدا تا زدم
گذاشتم لای خلوت روز و شب یکم
بی هدف دل به دریا زدم
همیشه از اونجا شروع میشه که
میاره یکی اسمتو پیش من
که یخ میکنه دست من بی هوا
زمستونه انگار همش حال من
می دونستم اینجا همه زخمی اند
غم سینم و بی صدا تا زدم
گذاشتم لای خلوت روز و شب یکم
بی هدف دل به دریا زدم