متن ترانه پیوند گنجشک زخمی هرچی به وقت خودش گفته نشده
دیره ببین کابوس تنهای ما در حال تعبیر ببین
من آرزو داشتم تو رو اما خدا ساکت نشست
برعکس من اون میدونست جز من یکی تو قلبت هست
من شوق گفتن داشتم تو شوق رفتن داشتی
من یه شبه تاریک مو تو صبح روشن داشتی
من آرزو داشتم تو رو غافل از اینکه آرزوی
یه جای توی خلوتت حالا نشسته روبروت
من شوق گفتن داشتم تو شوق رفتن داشتی
من یه شب تاریکم و تو صبح روشن داشتی
من آرزو داشتم تو رو غافل از اینکه آرزوت
یه جایی توی خلوتت حالا نشسته روبروت
چیزی نپرس از حال من
وقتی میدونی ناخوشم
وقتی دارم احساسم من تو سینه میکشم
من تو خیال خودم دارمت
تو گریه هام می بارمت
گنجشکه زخمی زیر نور تو سایه ها میذارمت
من شوق گفتن داشتم تو شوق رفتن داشتی
من یه شبه تاریک مو تو صبح روشن داشتی
من آرزو داشتم تو رو غافل از اینکه آرزوی
یه جای توی خلوتت حالا نشسته روبروت
من شوق گفتن داشتم تو شوق رفتن داشتی
من یه شب تاریکم و تو صبح روشن داشتی
من آرزو داشتم تو رو غافل از اینکه آرزوت
یه جایی توی خلوتت حالا نشسته روبروت