متن ترانه اشکان جمادی نادیده میگیری نادیده میگیری منو اما
باور کن احساسم تظاهر نیست
میشد که باهم مهربون باشیم
این رابطه دور از تصور نیست
شاید اگه حرفام رو میخوردم
اون روز من و تنها نمیزاشتی
از وقتی فهمیدی که دوست دارم
هر روز قهر و بعدشم آشتی
لعنت به این غرور و این احساس
که بی هوا درگیر تو میشه
شاید بخوای ردشی ازم آسون
این قصه با پایان شروع میشه
لعنت به این غروب دلگیر و
لعنت به این هوا که بی تو سر کردم
وقتی هنوز درگیر چشماتم
راهی ندارم که از تو برگردم
هرجای این شهرو قدم زدم
عطر موهات قبل من اونجا بود
خیابونا هر قدمش درده
واسه دلی که بی تو تنها بود
هر لحظه با خودم میگم
ای کاش این عشق یه جوری از سرم رد شده
اصلا مهم نیست بعد تو دنیا
چقدر قراره با دلم بد شه
لعنت به این غرور و این احساس
که بی هوا درگیر تو میشه
شاید بخوای ردشی ازم آسون
این قصه با پایان شروع میشه
لعنت به این غروب دلگیر و
لعنت به این هوا که بی تو سر کردم
وقتی هنوز درگیر چشماتم
راهی ندارم که از تو برگردم