متن ترانه رامین صاحبی پنجره پنجره ی رو به خیابون یه غروب غم گرفته
تو که نیستی تا ببینی دلم از همه گرفته
یکی پشت پنجره منتظره
که نمی خواد تورو از یاد ببره
یکی که یه عمره بیقرارته
چنتا پاییز تو انتظارته
چنتا پاییز تو انتظارته
تو نبودی تا ببینی
لحظه هام چجوری سر شد
چه شبایی گریه کردم
گریه کردم تا سحر شد
بوی عطرت هر جا باشه
من دلم هوایی میشه
کاش میشد باشی کنارم
کاش میشد اما نمیشه
یکی پشت پنجره منتظره
که نمی خواد تورو از یاد ببره
یکی که یه عمره بیقرارته
چنتا پاییز تو انتظارته
چنتا پاییز تو انتظارته
تو نبودی تا ببینی
لحظه هام چجوری سر شد
چه شبایی گریه کردم
گریه کردم تا سحر شد
بوی عطرت هر جا باشه
من دلم هوایی میشه
کاش میشد باشی کنارم
کاش میشد اما نمیشه