متن ترانه مسعود اسدی پرستار دلت آرام ندارد
خواب با چشمت غریب است
خسته نمیشود نگاهم
بسکه چشمانت نجیب است
دست تو از جنس محبت
قلب تو از جنس ایمان
تصمیم عشق گرفتیم ما برای زندگیمون
تو پرستار شب تار منی
توامید دل بیدار منی
توگرفتار منی
مونس و دلدار منی
تو گذشتی از خودت
برای من
برای من
دردمو کشیدی پا به پای من
اسمتو پاشید در لحظه از هوای من
تو نشانی از بهشتی
درد را وجب خریدی
از نفس افتاده بودم
تو به داد من رسیدی
تا همیشه مهربانی
با لباس جاودانی
مهربانی بر تن کویری من
فرشته ای از آسمانی
تو پرستار شب تار منی
توامید دل بیدار منی
توگرفتار منی
مونس و دلدار منی
تو گذشتی از خودت
برای من
برای من
دردمو کشیدی
پا به پای من
اسمتو پاشید
در لحظه از هوای من