متن ترانه نیما نوری یکی حالیش کنه منو ول کرد رفت پی اون که دلش بود باهاش
نمیدونست قد من کسی عمرا نمیمرد براش
اون دلش سنگ میشد دل من تنگ میشد
هرچی نشنید و گفتم بهش
واسش آهنگ میشد دل من تنگ میشد
من به موهای لختش دلم میره
داره از دست من دست اون میره
هنوز چشمای من به نگاهش اسیره
من به موهای مشکیش گرفتارم
یکی حالیش کنه من دوستش دارم
یکی حالیش کنه که چجوری بیقرارم
عاشق فکر خوشبختی اونه
حتی وقتی که نمونه میدونه منتظرش نیست
عاشق دلش اما نگرونه نکنه تنها بمونه
چیزی جز این توو سرش نیست
من به موهای لختش دلم میره
داره از دست من دست اون میره
هنوز چشمای من به نگاهش اسیره
من به موهای مشکیش گرفتارم
یکی حالیش کنه من دوستش دارم
یکی حالیش کنه که چجوری بیقرارم