متن ترانه امسون پارادوکس زدم زیر همه ای حرفام
این روزا میگذرن اما من
نمیدونم اصلا کجام
رفت طعمه شم از رو لبام
من یه تلخی از آرامشم
نزار از تو بگم . تو رفتی به خاطر
من . از خاطرم
تو یه سختی راه تو من رو به روتم
حتی بگذره چند سال من همونم
همونی که رویه لبخندتو دیدم
رو .. و سر پایین حتی به تو خندیدم
گفتی میگذره دور میشیم از هم
ما تو دیگه نیست تویه دنیایه حسرت جاتو
من که خسته نمیشم اینو گفتم به تو
اما دوست داری دور شه من دستم از تو
خیلیا میگن اصلا داری چی میگی ؟
چی زدی رو ما فیریکی؟ رو کار لاوی یا گیری ؟
اصلا نمیگیرن کار لاو نیست فاز ...
جا به برسی نمیگیری کنسی
صلا بحث واسه چی ؟
باز رو مخ بره کی ؟
رو به رومه روبه حرف زدم پس زدم پس واسه کی ؟
چرا من چرا چی ؟ چرا حسرت کی ؟
چرا من برم وقتی که رو مخ زندگی ؟
زدم زیر همه ای حرفام
این روزا میگذرن اما من
نمیدونم اصلا کجام
رفت طعمه شم از رو لبام
من یه تلخی از آرامشم
نزار از تو بگم . تو رفتی به خاطر
من . از خاطرم
من یه راهم پر کوه پر دشت نمیره از یادم مرگ منو دوره کرد
تو یه دستم خالی یه روز گل یا علف
باز خالکوبی طنم خاطرات پور هدف
Ich bin eine Straße
voll ab becher un Ebenen gehen
Komm mit mir
in eine wellness Paradies
Gute Tage schöne Nächte
In immer noch de beste Jahreszeit Fur eine Traum.
معنی
( من یک خیابان پر از تو عشق هستم
با من به بهشت زیبا بیا. روزهای خوب
شبهای خوب. هنوز هم بهترین فصل برای یک رویا )
میگی تنهایی دنیارو دارم . اصلا برو نه نمیره نه فکر تو با من
من نور باشم باز میگیری چراغتو رو من
چون قودی و پر نه بخاطر من
تو به من نگو نگم من یه خورشیده طنم
آتیشم خاموشم نمیشم با یه آب رویه سرم
پاییز رنگ رو برگ . شده تلخ تر از من چی بگم همینم . داره فرق عقیدم