متن ترانه منان دلگیرم آن روز که تنها بودی من تنها یارت بودم
آزرده خاطر بودی آرام جانت بودم
رفتی و تنها مانده ام با گریه های بی امان
پشت سرت پل میشکست من نگرانو نگران
دلگیرم از حالی که تو برای قلبم ساختی
آرام بودم قبل تو آشوب درونم ساختی
چه کرده ای برای من به غیر این رنج و عذاب
تمام دردهای مرا خودت برایم ساختی
دلگیرم از حالی که تو برای قلبم ساختی
آرام بودم قبل تو آشوب درونم ساختی
چه کرده ای برای من به غیر این رنج و عذاب
تمام دردهای مرا خودت برایم ساختی
هر بار برگشتی و این زخمای کهنه وا شدن
عشقت نداشت برای من چیزی به جز رسوا شدن
گفتی که برمیگردم و به پای تو می ایستم
خواهی شوی عاشق ولی تو اینو من آن نیستم
دلگیرم از حالی که تو برای قلبم ساختی
آرام بودم قبل تو آشوب درونم ساختی
چه کرده ای برای من به غیر این رنج و عذاب
تمام دردهای مرا خودت برایم ساختی
دلگیرم از حالی که تو برای قلبم ساختی
آرام بودم قبل تو آشوب درونم ساختی
چه کرده ای برای من به غیر این رنج و عذاب
تمام دردهای مرا خودت برایم ساختی