متن ترانه فرزام شجاعی هلاک دیوانه شدم،بعد از رفتنت من و ماه و خورشید به فکر برگشتنت هلاکم من هلاک آن نگاهی که چون خورشید بر من بتابی چو رختی بر باد ،چو جامی در دست کجایی یار کجاااایی که آغازم تو باشی که آرامم تو باشی کجا باشم به دنبالت کجایی یار کجاااایی