متن ترانه دکتر دن سباستین سن جان به لب جان به لب كردی مرا
اين هم برايت بس نيس
خوب نگاه كن ظاهر پژمرده ام چشمانِ خيس
دل ندارم بعدِ تو من با خودم تنها شَوَم
دل ندارم عاشقه عشقی در اين دنيا شوم
دل ندارم عاشقه عشقی در اين دنيا شوم
آرام نميگيرد دمی
از فكرَت اين مَردِ تو
بر سرم ریخت غصه و
چه كرد با من دردِ تو
آرام نميگيرد دمی
از فكرَت اين مَردِ تو
بر سرم ریخت غصه
و چه كرد با من دردِ تو
دل ندارم ای خدا
بيا به داد من برس
در عذابم تو خودت
بيا به فريادم برس
كارِ هرروزم شده ديوانگی و اشك و تب
باز خلوت كرده ام با يادِ تو من امشب
آرام نميگيرد دمی
از فكرَت اين مَردِ تو
بر سرم ریخت غصه و چه كرد با من دردِ تو
آرام نميگيرد دمی
از فكرَت اين مَردِ تو
بر سرم ریخت غصه و
چه كرد با من دردِ تو
آرام نميگيرد دمی
از فكرَت اين مَردِ تو
بر سرم ریخت غصه و چه كرد با من دردِ تو
آرام نميگيرد دمی
از فكرَت اين مَردِ تو
بر سرم ریخت غصه
و چه كرد با من دردِ تو