متن ترانه یاور غلامی هوای تو من این جاده رو با دلم اومدم
میخوام توی صحن دلت جا بشم
تو راهی که مقصد نگاه توه
با قلبم مگاتو نفس میکشم
یه آهو همینجا تو این جاده ها
وجودش به عطر حضورت خوشه
نباشی غم غربت و بی کسی
خریبونه احساسشو میکشه
خریبونه احساسشو میکشه
من اون مسافرم که با دستای خالی اومدم
از این حوالی اومدم آقا
سایه تو از سرم نگیر تو هر نفس تو پر تپش
دستتو رو سرم بکش آقا
قراره که غرق نگاهت بشم
تو تعبیر دریای آرامشی
یه جوری منو با تموم وجود
دوباره به سمت خودت میکشی
به سمت خودت میکشی
تا که من بتونم به عشقت هوایی بشم
چه حس عجیبیه اون لحظه ای
که من به ضریحت دست میکشم
من اون مسافرم که با دستای خالی اومدم
از این حوالی اومدم آقا
سایه تو از سرم نگیر تو هر نفس تو پر تپش
دستتو رو سرم بکش آقا