متن ترانه امیر پرهام بانو بانوی قصه های من میخوام بگم دوست دارم
دلم میخواد تو این هوا سر روی شونت بزارم
کاشکی میشد از ته دل حرفم و فریاد بزنم
توی نگات خیره بشم بگم من عاشقت شدم
تو خلوت دلم شما مهمون ناخونده شدی
اونی که احساس منو از تو چشام خونده تویی
نیاز من به عشق تو مثل نفس کشیدنه
اگه تو باشی قلب من از همه چی دل میکنه
تا توی خوابم اومدی شب یه شب مهتابی شد
به زندگیم خوش اومدی دنیا به رنگ آبی شد
خانم رویاهای من فدای ناز کردنت
روزای شادی و بیار تو بهار بودنت