متن ترانه ماسو خان وچه نِداشتی سخته وقتی آدمی عاشق که بونه
خاطرخواهِ دلِ جا خَله چیزا یور نَشونه
♪♪♪
تِه رِه از وَچگی شِه نومزِه دیمه
تِه رِه هر شو ندیبوم خو نَشیمه
رواقِ سَر خالخالبازی که کِردمی
همهش حس کِردمه که مِن تِه شیمه
مِه رِه خار خار نِشایی غِصه خِردمه
تِه رِه زار زار اِشامه بِرمه کِردمه
مِه مار گِته ندارِ روز سیوئه
وَچه بیمه و اینا رِه دَر نَوردمه
♪♪♪
تِه خانِ وَچه بی، دِنیا تِه بیه
تِه نازِ عالم و آدم خَریه
تِه هر عیدی نو دامن کردی اما
مِه مار مِه جِمِه رِه گَتتِر خَریه
♪♪♪
زمونه مِه دلِ وفا نکرده
مِه رِه دامادِ کدخدا نکرده
ته عاروس بَیی بوردی شیِ همراه
مِه مار هنتا مِه آشِ جا نکرده
♪♪♪
الان سی سال هسته بِرمهگَلیمه
تِه بوردی اَتّا روزِ خِش نَدیمه
اِسا تِه مار بَیی، شِه وَچه دارنی
مِن هنتا به هوای وَچگیمه
♪♪♪
تِه خانِ وَچه بی، دِنیا تِه بیه
تِه نازِ عالم و آدم خَرید
تِه هر عیدی نو دامن کردی اما
مِه مار مِه جِمِه رِه گَتتِر خَریه
♪♪♪
ندارِ وِسّه عشق و عاشقی بلای جانه
اینتی بلا رِه آدم حتی دشمنسه نخوانه
ترجمه فارسی:
وقتی آدم عاشق میشود، نداری و فقر برایش سخت است
خیلی چیزها از دلِ آدم خاطرخواه بیرون نمیرود
♪♪♪
از بچگی تو را نامزد خودم میدیدم
اگر تو را هر شب نمیدیدم، خوابم نمیبُرد
وقتی که روی ایوان، خالهبازی میکردیم
همیشه حس میکردم که انگار شوهر تو هستم
اگر خوب به من نگاه نمیکردی، غصه میخوردم
زار زار نگاهت میکردم و به گریه میافتادم
مادرم میگفت کسی که چیزی ندارد، روزگارش سیاه است
بچه بودم و متوجه این حرفهایش نمیشدم
♪♪♪
تو بچهی خان بودی و دنیا برای تو بود
عالم و آدم ناز تو را میخرید
هر عید، تو دامن نو میپوشیدی اما
مادرم لباسهایم را بزرگتر میخرید
♪♪♪
زمانه به دل من وفا نکرد
من را داماد کدخدا نکرد
تو عروس شدی و همراه شوهرت رفتی
مادرم هنوز برای من آشی نپخته
♪♪♪
الان سی سال است که بغضی در گلو دارم
تو رفتی و من یک روز خوش ندیدم
حالا تو خودت مادر شدهای و بچه داری
ولی من هنوز در حال و هوای بچگی هستم
♪♪♪
تو بچهی خان بودی و دنیا برای تو بود
عالم و آدم ناز تو را میخرید
هر عید تو دامن نو میپوشیدی اما
مادر من برایم لباس گشاد میخرید
♪♪♪
برای آدم فقیر، عشق و عاشقی بلای جان است
آدم این بلا را حتی برای دشمن خودش هم نمیخواهد